در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٥٦
ج ـ گذر از هستى به هستى بخش
برداشت ديگرى كه مى توانيم از مفهوم گذر داشته باشيم ، اين است كه در منطق قرآن ، همه جهان «آيه (نشانه ) » است. [١] مى بينيم حواس در ادراك جنبه تجربى عالم ، نقش بسيار مهمى ايفا مى كنند ؛ امّا از آن جا كه حواسّ ما در يافتن جنبه عُمقى هستى ، چندان كارآمد و تيز نيستند ، عبور از سطح و پوسته جهان به مغز و فراسوى آن ، به منزله روشى مؤثر براى خردمندان ، زمينه شناخت بهتر پديده ها را ميسّر مى سازد و در شكل دهى و جهت دادن به رفتار كمك مى كند . به عبارت ديگر ، مفاهيمى مانند : خدا ، علّت ، معلول و ... ، مستقيما مشاهده پذير نيستند ؛ يعنى ما اين داده ها را به وسيله حواس از طبيعت نمى گيريم ؛ بلكه لازمه درك و استنباط اين مفاهيم ، پيش از هر چيز ، گذر از سطح به عمق ، ظاهر به باطن و هستى به هستى بخش است . آشنايى با رمز و راز هستى ، چيزى نيست كه بتوان آن را از سطح و ظاهر جهان مادّى به دست آورد ؛ بلكه فقط با ورود به قلمرو باطن و شناخت ملكوت عالم مى توان به حقيقت آن پى برد . در اين صورت ، چشمان ما به تدريج از نور الهى لبريز خواهد شد و آن گاه بازتابش را در همه جا و همه كس مشاهده خواهيم كرد و حس خواهيم كرد كه نور و عشق الهى از همه جا ساطع مى شود . در خصوص جهان طبيعت ، موارد فراوانى در آيات و روايات ، مبنى بر دعوت به تدبّر و تعمّق و در نتيجه گذر از هستى به هستى بخش وجود دارد . اين موارد در طيف وسيعى قرار مى گيرند كه از بزرگ ترين موجودات عالم هستى يعنى كهكشان ها ، آسمان ها و زمين گرفته تا كوچك ترين و ظريف ترين آنها يعنى حشراتى نظير مورچه را در بر مى گيرد. [٢] با توجّه به آنچه گذشت ، به خوبى آشكار مى شود كه عناصر تشكيل دهنده اصل
[١] . «إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَأَيَـتٍ لِّأُوْلِى الْأَلْبَـبِ» (آل عمران ، آيه ١٩٠) و «إِنَّ فِى السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ لَأَيَـتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ»(جاثيه ، آيه ٣) .[٢] . «أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْاءِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ* وَ إِلَى السَّمَآءِ كَيْفَ رُفِعَتْ * وَ إِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ» (غاشيه ، آيه ١٧ ـ ٢٠) .