در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٥
روان شناسان ، بى شك ، راه هاى مفيد و ارزشمندى را پيش روى افراد براى تنظيم و اصلاح رفتارشان گشوده اند . با اين وجود ، آيا به راستى مى توان به كمك اين راهبردها و فنون ، دگرگونى هاى ديرپا و پربارى را در فرد و جامعه به وجود آورد؟ همچنين خيلى ها در حالى كه مى دانند رفتارشان درست نيست و به سلامت و سعادتشان لطمه مى زند ، انگيزه اى براى اصلاح و تنظيم رفتار خود ندارند. اين ، بيانگر آن است كه بدون داشتن يك نظام ارزشى قوى ، حتّى وقتى مى دانيم كه رفتارى تا چه اندازه آسيب زننده و مضر است ، تغييرى اتفاق نمى افتد . بسيارى از نظريه پردازان بهداشت روانى ، به نقش و كاركرد باورها و نظام اعتقادى در تنظيم و كنترل رفتار ، توجّه كرده اند . [١] علماى اخلاق نيز بر اهمّيت آموزه هاى دينى در تهذيب و تنظيم رفتار ، تأكيد كرده اند. [٢] علّامه مجلسى در كتاب ارزشمند حلية المتّقين ، پايه هاى نظرى تنظيم رفتار را بيان كرده است. در آيات و احاديث نيز به مفاهيم و آموزه هايى بر مى خوريم كه با تنظيم رفتار ، همپوشى دارند ، بويژه آن كه بسيارى از متديّنان ، اعمال و رفتار خود را بر مبناى اخلاق دينى سامان داده اند. اين ، نشان مى دهد كه آنان در تنظيم رفتار ، رويكرد دين مدارانه دارند. اين جاست كه «مفاهيم ارزش مدار» ، وارد جريان تنظيم رفتار مى شوند. يك سازمان اخلاقى معقول ، به همان اندازه براى تنظيم رفتار لازم است كه براى سعادت او در كل ضرورت دارد. حال مى توان به طرح اين سؤال پرداخت كه : با توجّه به غناى فرهنگ دينى در زمينه تنظيم رفتار ، آيا مى توان در اين باره ، يك نظريه دينى و الگوى مبتنى بر ارزش هاى اخلاقى ارائه كرد؟
ضرورت اين پژوهش
در عمل ، افراد ، سلسله مراتبى از اهداف دارند كه با زمينه هاى مختلف زندگى شان مرتبط است. در عمومى ترين سطح ، ممكن است افراد ، مايل باشند كه تجارب
[١] Koenig, H. Religion and Mental Health, P: ١١٢ - ١٢٦.[٢] التربية الخُلقية ، ص ١٠ ـ ١٣ .