در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٤
كنونى كه رويكرد انسان گرايى [١] تقويت يافته و از نظر دين نيز رفتار انسان به هيچ وجه قابل مقايسه با رفتار حيوان نيست ، نياز به بهره گيرى از معارف و آموزه هاى دينى در زمينه تنظيم و اصلاح رفتار ، شديدا احساس مى شود. بخش وسيعى از معارف عام اخلاقى ، عهده دار تنظيم نگرش و عملكرد و رفتار انسانى اند . در پژوهش حاضر ، روش هاى تنظيم رفتار با بهره گيرى از اصول و آموزه هاى دينى ، مورد بررسى قرار گرفته است. هدف اصلى در اين پژوهش ، دستيابى به روش دينىِ تنظيم رفتار است ، ضمن اين كه از يافته ها و نظريه هاى روان شناختى براى تحليل و تبيين مباحث ، بهره مى بريم . بدين منظور پس از معرّفى پژوهش و مرورى بر پيشينه بحث در علم روان شناسى ، مفاهيم انسان شناختى و پايه هاى نظرى آن را در اخلاق و معارف اسلامى بررسى خواهيم كرد .
بيان مسئله
بشر همواره در صدد آزمودن راه هايى بوده كه بتواند اعمال و رفتار خود را مطابق با اهداف ، نيازها ، هنجارها و انتظارات خود و ديگران تنظيم كند. به يك اعتبار مى توان تاريخ تكامل انسان را تاريخ كار و پيكار براى اصلاح و تنظيم رفتار دانست. كيست كه تا كنون به فكر اصلاح و تنظيم رفتار خود ، چه در ابعاد فردى و چه در عرصه اجتماعى و ارتباط با ديگران ، بر نيامده باشد ؟ علماى اخلاق نيز تأكيد كرده اند كه آدمى همواره براى نيل به كمال و پيشگيرى از انحرافات اخلاقى ، نيازمند دستيابى به يك سرى روش هاى بنيادى است . از زمان هاى دور به دو نوع شيوه در تنظيم رفتار بر مى خوريم: ١ . شيوه تنظيم بيرونى [٢] كه به وسيله محيط و عوامل بيرون از خود فرد ، اعمال مى شود. ٢ . شيوه تنظيم درونى [٣] كه عمدتا ساز و كارهاى درون ارگانيسمى در آن نقش دارند.
[١] humanism approach.[٢] extrinsic regulation.[٣] intrinsic regulation.