در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٣٢
از امام رضا عليه السلام نقل است كه : به بلعم باعورا اسم اعظم عطا شد و با آن ، دعا مى كرد و مستجاب مى شد. آن گاه او به سوى فرعون ، متمايل گشت. هنگامى كه فرعون به دنبال موسى و يارانش رفت ، فرعون به بلعم باعورا گفت: به درگاه خدا دعا كن تا موسى و يارانش از دست ما نجات نيابند. بلعم باعورا ، سوار الاغش شد تا به دنبال موسى برود. الاغش از رفتن ، خوددارى كرد . پس به زدن او پرداخت ، كه خدا اُلاغ را به سخن آورد و به بلعم گفت: «واى بر تو ! آيا مى خواهى با تو بيايم تا پيامبر خدا و گروهى از مؤمنان را نفرين كنى ؟» . بلعم آن قدر اُلاغ را زد تا از پاى در آمد و از همان وقت ، اسم اعظم از زبانش افتاد. [١] اين ، مثلى است كه خداوند ، بيان كرده است تا رهپويان حقيقت ، همواره در زندگى شان و بخصوص مواقعى كه به بررسى و پيش بينى پيامد رفتارشان مى پردازند ، به عواقب سوء آن توجّه داشته باشند. بر حسب روايات ، عاقبت انديشى ، قابليت تنظيم رفتار و تصميم گيرى عاقلانه را در افراد افزايش مى دهد. در برخى روايات و داستان هاى اخلاقى ، به عاقبت نيك افرادى اشاره شده است كه در زندگى خود ، سختى ها و مشكلاتى داشته اند . مطرح شدن چنين سرگذشت هايى ، باعث مى شود كه افراد ناموفق و شكست خورده ، دچار يأس و نااميدى نشوند و به آينده زندگى شان اميدوار شوند. به عنوان مثال ، على بن حمزه ، يكى از ياران امام صادق عليه السلام ، مى گويد: دوستى داشتم كه از كاتبان دستگاه بنى اميّه بود. از من تقاضا كرد تا از امام صادق عليه السلام برايش اجازه ملاقات بگيرم. من براى او اجازه ملاقات خواستم و حضرت ، اجازه دادند. وى پس از ورود ، سلام كرد و نشست و سپس گفت: فدايت شوم ! من در دستگاه بنى اميّه هستم و از مال و منال آنها به ثروت فراوانى رسيده ام و حقوقى را كه به آن تعلّق مى گيرد ، نپرداخته ام. امام صادق عليه السلام فرمود : «اگر بنى اميّه ، كسى را نمى يافتند تا براى آنها كار كند و
[١] وسائل الشيعة ، ج ١٩ ، ص ٤٣٠ (پاورقى) ؛ جامع أحاديث الشيعة ، ج ١ ، ص ١٥ .[٢] «ثُمَّ كَانَ عَـقِبَةَ الَّذِينَ أَسَــ?واْ السُّوأَى أَن كَذَّبُواْ بِـ?ايَـتِ اللَّهِ»(روم ، آيه ١٠) و «فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَـقِبَةُ الظَّــلِمِينَ» (يونس ، آيه ٣٩) .[٣] تفسير الإمام العسكرى عليه السلام ، ص ٢٣٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٦ ، ص ١٧٦ .[٤] المحاسن ، ج ١ ، ص ٢٥٢ ؛ الكافى ، ج ٢ ، ص ٤١٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٢ ، ص ٣٠ .[٥] اعراف ، آيه ١٧٥ .[٦] تفسير القمّى ، ج ١ ، ص ٢٤٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٣ ، ص ٣٧٧ .[٧] الكافى ، ج ٥ ، ص ١٠٦ ، ح ٤ ؛ وسائل الشيعة ، ج ١٧ ، ص ١٩٩ .