در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٣
فصل يكم : معرّفى پژوهش (تنظيم رفتار)
مقدّمه
هر انسانى در خود ، كشش ها و اميال متعدّدى مى يابد كه جهتگيرى برخى از آنها به سوى تعالى و كمال انسانى و اقتضاى برخى ديگر ، سقوط و انحطاط وى به سوى فجور و زشتى هاست. آدمى براى آن كه راه خودشكوفايى ، سعادت و كمال را در پيش گيرد و در جهت هدف آفرينش خويش گام بر دارد ، بايد گرايش هاى متنوّع و متضاد در وجود خويش را به خوبى بشناسد و خود را از گرفتار آمدن به چنگ هواى نفس و رفتارهايى كه زندگى وى را به سقوط و تباهى مى كشانند ، برهاند. بنا بر اين ، انسان براى رشد و تكامل معنوى و پيشگيرى از ناهنجارى هاى اخلاقى ـ رفتارى ، [١] نياز شديدى به ابزار و روشى براى تنظيم و مراقبت از خواست ها و رفتارهاى خود دارد. روان شناسان ، روش هاى متنوّع و متعدّدى را براى تنظيم يا تغيير و اصلاح رفتار ، پيشنهاد نموده اند ؛ اما از آن جا كه دانش روان شناسى از يك پشتوانه معنوى قوى برخوردار نبوده و روان شناسان ، مطالعه خود در باره تنظيم رفتار [٢] انسان را از طريق تعميم يافته هاى حيوانى آغاز كرده اند ، كمتر در اين زمينه موفّق بوده اند. در شرايط
[١] behaviaral and moral disorders.[٢] regulation of behavior.