مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٥٣ - ٥ تعليقات الشواهد الربوبية
است و ماهيت در هر دو وعاء فرع مىباشد.
مسأله دوازدهم: وجود اصيل است و ماهيت مجعول نيست. شيخ اشراق با قول به اعتباريت وجود از يك سو و قول به اينكه واجب تعالى وجود صرف است به تناقض مبتلا شده است.
مسأله سيزدهم: موضوع حكمت الهى وجود است.
مسأله چهاردهم: تحقيق در عوارض ذاتيه و نسبت بين موضوع مسأله و موضوع علم.
مسأله پانزدهم: تحقيقى در مورد مقولات عرضى.
مسأله شانزدهم: تحقيق در نحوه عليت صورت و وجود مفارق نسبت به هيولى.
در بخش دوم علم واجب تعالى به ذات خود مورد تحقيق قرار گرفته است. در اين بخش يازده مسئله فلسفى به عنوان تمهيد مورد بحث قرار گرفته است:
اول: علم- به معناى تعقل- حضور مجرّد نزد مجرّد قائم به ذات است.
دوم: علم يا حصولى ارتسامى است يا حضورى اشراقى.
سوم: علم مانند ساير عوارض حقائق وجود، عين وجود است. وجود بذاته علم و عالم و معلوم مىباشد. علم مانند وجود، حقيقت واحد بسيط ذو مراتب است.
چهارم: هرچه وجود تمامتر باشد، جهت علميت و عالميت در آن اقوى است، لذا علم خداوند صرف، تام و فوق تمام مىباشد.
پنجم: اشياء دو نحوه وجود دارند: خارجى و ذهنى. بين نفس مدرك و اشياء غائب موجود در خارج (مدرك) علاقه ذاتيه برقرار است.
ششم: هر عاقل و هر معقولى، عاقل بذاته و معقول بذاته است.
هفتم: هر معلوم بذاته، معلوم به علم حضورى اشراقى است.
هشتم: علم نفس به ذات خود علم حضورى است. علم حصولى تنها به نحو كليّت و اشتراك مىباشد. ضميمه شدن كلى به كلى موجب جزئيت و تشخص نمىشود. نفس، ذات خود را به نحو جزئيت و تشخص ادراك مىكند.
نهم: علم نفس به قواى ادراكى، صور ادراكى و قواى طبيعيش، علم حضورى اشراقى