مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٢٧ - ٢ رسالة سبيل الرشاد فى اثبات المعاد
بواسطه همين مناسبات و آثار و ودايع ممتاز مىشود. هر چقدر كه نفس قوىتر باشد و در سير تحصيل كمال صعود بيشترى كرده باشد، بدن او نيز پس از مفارقت نفس از آن قوىتر خواهد بود، لذا بدنهاى مقرّبين به حسب درجاتشان فاسد نمىشود. نفس حتى بعد از مفارقت از بدن، فاعل بدن است. نفس پس از واصل شدنش به كمال ذاتيش فاقد حركت خواهد بود، اما بدن پس از مفارقت از نفس به حركت خود ادامه مىدهد. بدن اخروى عين بدن دنيوى است، اما نه با لوازم دنيوى، بلكه عينيت حقيقى با حركت جميع اجزاء بدن از دنيا به آخرت. غايت اين حركت استكمالى، وصول بدن به نفس در دار آخرت است. بنابراين در معاد، اين نفس نيست كه به سوى بدن دنيوى تنزل يا عود مىكند، بلكه اين بدن است كه به سوى نفس مجرد صعود مىكند.
رأى ابتكارى حكيم مؤسس در باب معاد جسمانى مبتنى بر سه اصل عقلى است كه در آغاز رساله سبيل الرشاد مورد بحث و اشاره قرار گرفته است:
اصل اول: بين مركبات حقيقى و مركبات اعتبارى تفاوت است. مركب حقيقى مىبايد داراى دو جزء جوهرى باشد، جزء اول هيولى و استعداد و قوّه، جزء دوّم صورت كه مبدء تحصل و منشأ فعليت و باعث وقوع جزء بلا تحصّل مىباشد. ملاك تحقق مركب حقيقى اين است كه اجزاء مركب يعنى مادّه و صورت به وجود واحد موجود باشند. لذا صرف معلوليت بعضى از اجزاء و عليت برخى ديگر، بدون ائتلاف و وحدت طبيعى، تركيب حقيقى و طبيعى حاصل نمىشود.
اصل دوّم: تركيب نفس و بدن تركيب حقيقى اتحادى مىباشد. بدن و قواى بدنى علل اعدادى تكامل نفس مىباشند و نفس صورت تمامى بدن و قواى آن است. لذا نفس علت موجبه بدن، و بدن علت معدّه و زمينه تكامل ذاتى و جوهرى نفس است. از باب همين مسانخت ذاتى است كه آثارى از نفس به بدن و بالعكس سرايت مىكند. اين تركيب اتحادى نشان از تلازم نفس و بدن در جميع نشآت وجود و مراحل هستى اعم از دنيا و آخرت دارد.
اضافه نفس به بدن مادى كه اضافهاى ذاتى است و از حركتهاى جوهرى و تحولات ذاتى بين نفس و بدن، اين تركيب طبيعى و اتحاد حاصل شده است، هرگز منقطع نمىشود و بعد از عروض موت نيز اين اضافه به اعتبارى باقى است.