مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ١٩ - ١ رسالة فى التوحيد
دهرى، طبيعى و يهودى پالايش نمايد و بنايى رفيع را براساس حكمت متعاليه بنياد نهد. اگر بتوان هر فصل رساله را در يكى دو جمله خلاصه كرد، چكيده رساله را مىتوان به شكل زير در سيزده گزاره گزارش نمود:
١- عدم- از آن حيث كه عدم است- نه حكمى بر آن بار مىشود، نه خبرى از آن داده مىشود.
٢- ماهيت از حيث ماهويش، جز خودش نيست و همه آنچه خارج از ذات اوست از جمله وجود و عدم از او سلب مىشود، نه ماهيت بالذات مجعول است و نه اتصاف ماهيت به وجود. جعل تنها به وجود تعلق مىگيرد و ماهيت بالتبع و بالعرض مجعول مىشود.
٣- وجود- كه بذاته موجود است- كثرتش به وحدتش بازمىگردد. چرا كه وجود امرى بسيط است. اين دو امر با هم پذيرفته نمىشوند، مگر اينكه وجود را حقيقتى تشكيكى بدانيم. جاعل- فى حد ذاته- تماميّت و حد تام مجعول است و مجعول حدّ ناقص جاعل مىباشد.
٤- ماهيت- به علت فقدان تقرّر ذاتى- براى وقوع. فاقد اولويت ذاتيه (كافيه و غير كافيه) است، بدون مرجّح خارجى، ماهيت ثبوت و تقرّر نمىيابد.
٥- ماهيت تنها در صورتى موجود مىشود، كه از جانب مرجح خارجى، «واجب» شود (الشىء ما لم يجب لم يوجد) و تنها در صورتى معدوم مىشود كه از جانب مرجّح خارجى، ممتنع شود. مراد، وجوب و امتناع سابق است.
٦- وجوب از عوارض وجود است، نه ماهيت و نه عدم؛ عوارض وجود ذاتا عين وجودند و مفهوما غير وجود.
٧- سريان و عدم سريان عارض، تابع سريان و عدم سريان معروض است. به اين معنى كه اگر يكى از عوارض، براى وجود على الاطلاق اثبات شد، چنين عوارضى متعلق به همه وجودات است، و اگر عوارضى براى وجود صرف اثبات شد، از وجود صرف به وجودهاى ديگر تجاوز نخواهد كرد، چرا كه عوارض وجود دو گونهاند: گونهاى منافى وجوب وجود از قبيل حدوث و كثرت و مجعوليت؛ و گونهاى سازگار با وجوب وجود از قبيل علم و قدرت و حيات و قدم ذاتى.