بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨٩ - استنتاج
|
ابر مىباريد چون مشك اشكها |
حاجيان جمله گرفته مشكها |
|
|
يك عجايب در بيابان وانمود |
ابر چون مشكى دهن را واگشود |
|
|
يك جماعت زان عجايب كارها |
مىبريدند از ميان زنّارها |
|
|
قوم ديگر را يقين در ازدياد |
ز اين عجب و اللّه اعلم بالرشاد |
|
|
قوم ديگر ناپذيرا ترش و خام |
ناقصانِ سرمدى تمّ الكلام |
|
استنتاج
انسان مولود خاك است و پرورشيافته دامان خاك و در نهايت به خاك بر مىگردد.
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً ...[١]
«همان خدايى كه زمين را براى شما محل آسايش قرار داد.»
مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ ...[٢]
«ما شما را از آن- خاك- آفريديم و در آن بازمىگردانيم.»
ولى غرايزى كه خداوند در اين مولود خاكى قرار داده است، ريشه در ماوراى اين خاك دارد، بهطورىكه مىتوان گفت: حسّ تمايل به دنياى خارج از خاك در انسان بسيار قوىتر از حس گرايش او به خود خاك است. چيزى كه هست چون زندگى انسان در بستر خاك است، احساسات خاكى او پردهاى بر تمايلات متافيزيكى او كشيده كه او را از درك حقايق ماوراى خاك محروم ساخته است ولى با كوچكترين وزش نسيم روح الهى، اين پرده خاكى كنار زده مىشود و زبانههايى از آن قدرت نهفته در كانون جان انسان شعله مىكشد كه تابش آن را مىتوان در حركات خارق عادات و كرامات سالكان طريقت ديد، اين حركات (كرامات) كه معمولا
[١] - طه: ٥٣
[٢] - طه: ٥٥