بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٩١ - استنتاج
قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ[١]
«هر زمان زكريا وارد محراب او- مريم- مىشد غذاى مخصوص در آنجا مىديد، از او پرسيد اين را از كجا آوردهاى؟ گفت: اين از ناحيه خدا است، خداوند هركس را بخواهد بىحساب روزى مىدهد.»
و نكات ديگر قرآنى و از آنچه تاريخ گذشتگان و حال در خصوص اين نكته، از اولياء اللّه و حتى مرتاضان هندى و مرتاضان ديگر مناطق بيان مىكند، همه و همه گوياى وجود حقيقتى است به نام كارهاى غيرمتعارف و خارق عادت يا «كرامت»[٢]
*** مولانا در اين حكايت، چهره مردى را به تصوير مىكشد كه توانست با استفاده از نيروى مافوق تصور، يا بهتر بگوييم با كارهاى خارق عادت، كرامتى از خود به نمايش بگذارد، اين شخصيت پارسا كه از بركت عبوديت حضرت حق، دستى به ماوراى طبيعت برده بود، شمّهاى از اسرار خود را براى زائران بيت اللّه افشا كرد و آن اينكه چشمى به آسمان دوخت و ملتمسانه از خدا رحمتش را طلبيد كه بىدرنگ ابرى همچون پيل آبكش بر صفحه آسمان نمودار شد!
|
در ميان اين مناجات ابر خوش |
زود پيدا شد چو پيل آبكش |
|
ديرى نپاييد كه باران رحمت الهى، همچو آب كه از مشك سرازير شود، از ابر بر دشت و دمن فرود آمد تا جايى كه حاجىها مشكهاى خود را پر از آب كردند.
|
همچو آب از مشك باريدن گرفت |
در گَو و در غارها مسكن گرفت |
|
|
ابر مىباريد چون مشك اشكها |
حاجيان جمله گشاده مشكها |
|
[١] - آل عمران: ٣٧
[٢] - گفتنى است كه مقوله« كرامت» از مقوله« سحر و جادو» جدا است، به عكس كرامت، سحر و جادو و يا چشمبندى و كارهايى از اين قبيل، از ديدگاه شرع حرام است و آموزش و آموختن آن نيز جايز نيست جز در صورت ابطال سحر ساحران، آنهم براى اهلش نهتنها جايز است كه واجب كفايى است.