بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٩١ - استنتاج
|
تا رسى اندر جماعت در نماز |
از پىِ پيغمبر دولتفراز |
|
|
گر نماز از وقت رفتى مر تو را |
اين جهان تاريك گشتى بىضيا |
|
|
از غبين و درد رفتى اشكها |
از دو چشمِ تو مثال مشكها |
|
|
آن غبين و درد بودى صد نماز |
كو نماز و كو فروغِ آن نياز |
|
|
ذوق دارد هركسى در طاعتى |
لاجرم نشكيبد از وى ساعتى |
|
استنتاج
يكى از دشمنان قسمخورده انسان، شيطان است؛ زيرا به عقيده شيطان، آنكه عامل رانده شدنش از قرب الهى گشت، انسان بود؛ زيرا وقتى خدا آدم را آفريد، به فرشتگان دستور داد كه آدم را سجده كنند، همه فرشتگان امر خدا را اطاعت كردند جز ابليس كه وى از روى تكبر سجده بر آدم را روا ندانست و اين سبب شد تا از درگاه قرب الهى رانده شود. بدين منظور سوگند خورد كه انسانها را با نقشهها و دامهاى گوناگون وسوسه كند و آنان را از صراط مستقيم منحرف سازد:
قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ[١]
«شيطان سوگند خورد و گفت- خدايا!- به عزّتت سوگند، همه آنها را گمراه خواهم كرد* مگر بندگان خالص تو را.»
ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ[٢]
«- شيطان گفت:- سپس از پيش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها، سراغ آنها مىروم و اكثر آنها را شكرگزار نخواهى يافت.»
وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ
[١] -« ص»: ٨٢ و ٨٣
[٢] - اعراف: ١٧