بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٩٢ - استنتاج
وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً[١]
«هركدام از- مردم- را مىتوانى با صداى خودت تحريك كن و لشكر سواره و پيادهات را بر آنها گسيل دار و در ثروت و فرزندانشان شركت جوى و آنها را با وعدهها سرگرم كن ولى شيطان جز فريب و دروغ وعدهاى نمىدهد.»
سه آيه فوق، گوياى عمق دشمنى شيطان با انسان است.
در آيه اول، شيطان به عزّت خدا سوگند مىخورد كه همه انسانها را گمراه مىكند.
آيه دوم و سوم، كيفيت گمراه شدن انسان به دست شيطان را شرح مىدهد كه چگونه شيطان از پيش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ، با انواع وسيلههاى فريبنده؛ از قبيل تبليغات مسموم گسترده، بهطور سمعى و بصرى (بِصَوْتِكَ) و بسيج نيروهاى مسلح؛ اعم از پياده و سواره (بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ) و شركت در اموال و فرزندان انسان (... وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ ...) و وعدههاى پوچ و توخالى (وعدهم) انسان را از مسير حق منحرف نموده، به عصيان و سرپيچى در مقابل فرامين پروردگار وادار نمايد.
*** مولانا در اين حكايت نوع ديگرى از سياستهاى شيطانى شيطان را براى محروم ساختن انسان از فيض برتر، چنين بيان مىكند كه اگر امر داير شود ميان اينكه انسان به فيض «مهم» برسد يا «مهمتر»، شيطان به مهمش راضى است، گرچه با اصل اين فيض مخالف است ولى چون پاى مطرح شدن فيض مهمتر در ميان است، شيطان به مهمش رضايت مىدهد؛ چنانكه در اين حكايت خوانديم شيطان معاويه را بيدار مىكند تا نماز صبح معاويه قضا نشود؛ چون مىداند اگر نماز معاويه قضا شود (به تعبير مولانا) جهان در نظر معاويه تاريك
[١] - اسراء: ٦٤