بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٣٩ - استنتاج
استنتاج
قانون جاذبه جنسيت يكى از قدرتمندترين جاذبههايى است كه افراد را به هم نزديك مىسازد، اينكه گفته شد «افراد»، منظور نوع جاندار است اعم از حيوان و انسان و با اين كلمه، جوامد از موضوع بحث ما خارجند؛ زيرا تاكنون قانون جاذبه جنسيت در ميان اشياء به اثبات نرسيده است، گرچه مولانا معتقد است اين جاذبه حتى در جوامد هم حاكم است، چنانكه مىفرمايد:
|
ذرّهذرّه كاندرين ارض و سماست |
جنس خود را همچو كاه و كهرباست |
|
ولى صحت اين قانون، در نظر بعضى از فلاسفه در ميان جوامد قابلقبول نيست، چنانكه فيلسوف بزرگ شرق مرحوم علامه محمد تقى جعفرى در اين خصوص مىفرمايد:
«آنچه كه در حركات و پديدههاى جهان طبيعى بىجان ديده مىشود، اين است كه گروهى از عناصر در حال پيچوتاب و تجزيه و تركيب به سر مىبرند، اين حركات گوناگون در اجزائى صورت مىگيرد كه نسبتها و روابط مختلفى با يكديگر دارند و از اين اصل كه موجودى به جهت همجنسى با موجود ديگر، به سوى يكديگر كشيده شود، ديده نمىشود. بلكه آنچه كه قابل مشاهده است اين است كه موجودات متضاد و متخالف با يكديگراند كه مىتوانند با تكاپو و جذب و دفع حوادثى را بهوجود بياورند، بنابراين بحث فوق در قلمرو جانداران منحصر مىشود.[١]
قدر مشترك اين قانون در انسان را مىتوان انگيزه حفظ ذات و حراست از موجوديت خويش دانست. انسان وظيفه دارد بهعنوان حفظ موجوديت خويش از امكانات و عوامل تقويتكننده زندگى خويش استقبال كند و از عوامل تضعيف كننده و مهالك پرهيز نمايد، قرآن در آيات زيادى از اين انگيزه ياد نموده از جمله
[١] - تفسير و نقد و تحليل مثنوى، ج ٤، ص ٥٤١