بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٣٧ - استنتاج
مولانا ضمن اينكه اين واقعيت را در يك حكايت كوتاه براى ما بيان فرمودند ضمنا توجه ما را به حقيقت ديگرى جلب كردند و آن اينكه اين گروه از آنجايى كه خود گرفتار ناهنجارىهاى روانى هستند و از امراض گوناگون روحى رنج مىبرند، اگر كسى در حد اصرار آنان را دعوت به خير كند، نسبت به او هم احتمال ناراحتى هايى را مىدهند كه خود از آن رنج مىبرند. لذا مولانا مىفرمايد:
از آنجا كه داروى شفابخش شما، درد اين گروه را زياد مىكند، شما نيز دست از درمان اين بيماران برداريد، برويد به سراغ كسانى كه طالب دوا و درمان هستند؛ مثل آقاى عبد اللّه بن امّ مكتوم نابينا، كه خودش به سراغ درمان خدمت پيغمبر ٦ رسيد درحالىكه پيغمبر ٦ رحمت با اصرار داروى شفابخش هدايت را به كام مشتى بتپرست و مشرك مىريخت و سوره مباركه «عبس» به همين خاطر بر پيغمبر نازل شد كه هان اى رسول ما، امّ مكتوم گرچه مردى است كور و بينوا ولى تشنه هدايت است و مستعد پذيرش حقايق. و مخاطبان مجلس تو گرچه از سركردگان و متشخّصان عرب هستند ولى بيمارى تشخص آنان را از پذيرش حقايق محروم ساخته است! پس از آنكه تشنه هدايت است روى بر متاب.
|
چون دوايت مىفزايد درد، پس |
قصه با طالب بگو برخوان عبس[١] |
|
[١] - منظور آيات سوره عبس است.