بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٣٨ - حكايت ٦٦ چون دو كس برهم زند بىهيچ شك # در ميانشان هست قدر مشترك
حكايت ٦٦
|
چون دو كَس برهم زند بىهيچ شك |
در ميانشان هست قدر مشترك |
|
روزى جالينوس[١] به ياران خود گفت: يكى از شما فلان دارو را به من دهد.
يكى از يارانش به او گفت: اى حكيم ذوفنون اين دارو كه تو مىخواهى بخورى براى درمان ديوانگى است.
جالينوس گفت: مىدانم و اينكه اين دارو را از شما خواستم بدين جهت است كه امروز ديوانهاى يك ساعت به روى من با خوشحالى نگاه كرد و به من چشمك زد و آستين مرا پاره كرد.
|
گرنه جنسيت بدى در من از او |
كى رخ آوردى به من آن زشترو |
|
|
گرنه ديدى جنس خود كى آمدى |
كى به غير جنس خود را بر زدى |
|
|
چون دو كس برهم زند بىهيچ شك |
در ميانشان هست قدر مشترك |
|
|
كى پرد مرغى مگر با جنس خود |
صحبت ناجنس گورست و لحد |
|
[١] - جالينوس، نام اصليش، كلوديوس گالن مىباشد، از پزشكان بزرگ يونانى مقيم روم بوده است. در سال ١٢١ بعد از ميلاد، در برگاموس واقع در آسياى صغير متولد شد، پدرش معمار ثروتمند و مشهورى بود و او را از ١٧ سالگى به فراگرفتن علم طب گماشت. وى پس از ٦٥ سال زندگى، در سال ٢٠٠ ميلادى درگذشت. او اوّلين پزشكى بود كه درباره امراض روانى و روحى صحبت نمود، وى در مدت حيات خويش حدود چهارصد جلد كتاب و نوشتههاى مختلف بهوجود آورد كه بيشتر آنها امروزه از ميان رفته است.