بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٢٢ - استنتاج
«دوستى مؤمن نسبت به مؤمن براى خدا از مهمترين شعبههاى ايمان است.
و امام صادق ٧ ضمن فرمايشى، شرايط دوستى را چنين بيان فرمودند:
«لا تكون الصّداقة الّا بحدودها، فمن كانت فيه هذه الحدود او شىء منها فانسبه الى الصّداقة و من لم يكن فيه شىء منها فلا تنسبه الى شىء من الصّداقة:
فاوّلها: ان تكون سريرته و علانيته لك واحدة.
و الثّانى: ان يرى زينك زينه و شينك شينه.
و الثّالثة: ان لا تغيره عليك ولاية و لا مال.
و الرّابعة: ان لا تمنعك شيئا تناله مقدّرته.
و الخامسة: و هى تجمع هذه الخصال ان لا يسلمك عند النكبات».
«دوستى جز با حدود و شرايطش امكانپذير نيست، كسى كه اين حدود و شرايط يا بخشى از آن در او باشد، او را دوست بدان و كسى كه هيچيك از اين شرايط در او نيست، چيزى از دوستى در او نيست.
اوّلين شرط دوستى آن است كه باطن و ظاهرش براى تو يكى باشد.
دوّمين شرط دوستى اين است كه زينت و آبروى تو را زينت و آبروى خود بداند و عيب و زشتى تو را عيب و زشتى خود ببيند.
سوم اين است كه مقام و مال، وضع او را نسبت به تو تغيير ندهد.
چهارم اينكه: آنچه را در قدرت دارد از تو مضايقه ننمايد.
پنجم اينكه جامع همه اين صفات آن است كه تو را به هنگام پشت كردن روزگار رها نكند.[١]
اگر بخواهيم معيارى براى ارزشيابى كسى داشته باشيم، بايد گفت بهترين معيار يا يكى از بهترين معيارها، شناخت دوستانى است كه اطراف او را گرفتهاند،
[١] - تفسير نمونه، ج ١٤، ص ٥٥٧