بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٢٣ - استنتاج
چنانكه حضرت سليمان ٧ مىفرمايد:
«لا تحكموا على رجل شىء حتّى تنظروا الى من يصاحب».[١]
«درباره هيچكس قضاوت نكنيد تا به دوستانش نظر افكنيد.»
زيرا:
|
كبوتر با كبوتر باز با باز |
كند همجنس با همجنس پرواز |
|
درباره دوستى و شرايط دوستيابى و اثرات روانى و تربيتى دوست در انسان، سخن بسيار است ولى جهت رعايت اختصار، با يك نكته از قرآن، اين بخش از مطالب را به پايان مىبريم.
قرآن احوال انسان ظالم و منحرف را در روز قيامت اينگونه بيان مىكند كه: او دست خويش را از شدّت حسرت به دندان مىگزد و مىگويد: اى كاش با رسول خدا راهى برگزيده بودم.
يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا[٢]
«اى واى بر من! كاش فلان- شخص گمراه- را دوست خود انتخاب نكرده بودم.»
*** مولانا با مطرح كردن اين حكايت، حقيقت تلخى را بيان مىكند كه معمولا كام جامعه ما، از آن مكدّر است و آن دوستان ناباب و يا به تعبير مولانا دوستان آدمخوارى هستند كه به هيچچيز آنان اعتبار و اعتمادى نيست! نه به قول و قرارشان، نه به سوگند و وعدهشان، نه به سلام و عليكشان و نه ... حال كه اينطور است پس به هيچكس اعتماد نبايد كرد.
|
آدمى خوارند اغلب مردمان |
از سلام عليكشان كم جو امان |
|
[١] - سفينة البحار، ماده« صدق».
[٢] - فرقان: ٢٨