ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٤ - ٢٢
چشمه سارها از زمين بر آيد و غوغاها بر پا كند يك نقش مهم دسته ١ كه در مدينه منزل كردند يعنى در جلگه يثرب كه بعد بنام مدينة الرسول مشهور و نام آور گرديد اين بود كه پس از ١٢ سال خصومت و سر سختى قريش با پيغمبر اسلام معنويت اسلام را از اين مسافت دور درك كردند و پيغمبر اسلام گرائيدند و با كمال رشادت و اخلاص او را يارى كردند و ايل و تبار بنى اميه كه قرنها در حجاز و در مكه ريشه داشتند و در حقيقت حكومت و سلطنت مكه و قريش بدست آنها افتاده بود بوسيله فعاليت همين عرب قحطانى مدينه كه انصار اسلام شدند تار و مار شدند و از مكه و حجاز آواره گرديدند زيرا از هنگام جنگ بدر كبرى كه در سال دوم هجرت پيغمبر بوقوع پيوست تا سال هشتم هجرت كه شهر مكه مركز مهم عربستان و پايتخت قريش و بنى اميه بدست مسلمانان فتح شد نيروى مهم اسلام همين انصار مدينه بودند و در جريان اين چند سال بسيارى از سران قريش كشته شدند و پس از فتح مكه بنى اميه و ديگر قبائل قريش تار و مار شدند و آواره گرديدند و سپس در آينده شام را مركز خود ساختند و در آنجا گردهم بر آمدند و دولت اسلامى تازهاى بنياد كردند.
و اينكه امام در اين قسمت خطبه ميفرمايد خداوند بوسيله همين قوم سباء كه راندههاى سيل عرم بودند چه كرد و چه كرد براى آواره ساختن بنى اميه مقصود اين آوارهگى دوران اولست كه نتيجه مبارزه آنها با اسلام بود و بنيروى انصار مدينه تحقق يافت.
دنباله حديث ٢٢- و براى اينكه مسلط شوند بر آنچه غصب كردهاند خداوند بوسيله آنها ركنى را لرزان سازد و آنها را زير سنگهاى ارم و بلاد شام در هم شكند و بلاد خرم زيتون را از آنان پر كند و سوگند بدان كه دانه را شكافد و گياه را روياند و جاندار آفريند و انسان و حيوان بر آرد هر آينه اينكه گفتم خواهد بود و گويا من اكنون شيهه اسبان و جنجال مردان آنان را مىشنوم.
شرح- از مجلسى ره- يضعضع بهم ركنا- پس از تفسير كلمه ضعضع نقل از فيروزآبادى گويد:
خدا بوسيله آنها ركن محكم و بزرگى را كه پايه و مايه دولت بنى اميه است ويران سازد و آنها را در زير سنگهاى ارم در هم شكند يعنى خدا بنياد آنان را از سرزمين شام و دمشق ويران كند كه بيشتر اوقات پايتخت آنان بود بخصوص در زمان آن حضرت.
تا آنكه گويد مقصود از هر دو فقره اينست كه شرح دهد تسلط اين قوم يمانى را بر بنى اميه در وسط خانمان آنان و پيروزى آنها را در پايتخت آنها و شرح دهد كه هيچ دژ و قلعهاى براى آنها سود ندارد پايان نقل از مجلسى ره.
ولى آنچه بنظر ميرسد اينست كه فقره اول خطبه كه شرح آن گذشت بيان آوارهگى بنى اميه است بدست انصار زير پرچم پيغمبر چنانچه گفتيم و اين قسمت از خطبه بيان تسلط بنى اميه است بر شامات و مقصود از ركن وثيقى كه بدست آنها منهدم شد بر افتادن دولت روم شرقى بود كه پايتخت آن شام بود