ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤٣ - ٢٠٧
هلا روز رستاخيز من شما را نبينم كه بمحشر آمده باشيد با بار سنگين و دنيا را بدوش خود بمحشر بياوريد و ديگر مردم كه نسبت بمن بيگانهاند آخرت را با خود بياورند.
هلا كه من ميان خود و شماها و خدا عز و جل رفع عذر شما را كردم و حق تبليغ و خير خواهى را بجا آوردم.
(داستان خواب امام باقر (ع))
٢٠٦-
از زراره از امام باقر (ع) فرمود: خواب ديدم كه گويا بر سر كوهى هستم و مردم همه از هر سو بدان بالا مىآيند و چون فراوان بر آن برآمدند آن كوه آنها را برداشت و سر بآسمان كشيد و مردم از هر سوى آن فرو مىافتادند تا جز اندكى كسى بر آن نماند، پنج نوبت چنين كرد و در هر نوبت مردم از آن فرو ميريختند و آن گروه اندك بر آن ميماندند، هلا كه قيس بن عبد اللَّه بن عجلان در اين گروه بود گويد پس از آن درنگى نكرد جز به اندازه پنج (جز اينكه دو سال خ ل و همين درست است) تا آنكه مرد.
شرح- از مجلسى (ره)- «قوله
و جعل الناس يتساقطون عنه
»- شايد اشاره بفتنهها باشد كه پس از وى رخ دادند و بسيارى از شيعه در اين ميان برگشتند.
قوله
«اما ان قيس بن عبد اللَّه بن عجلان»
من گويم كه كشى از حمدويه بن نصير از محمد بن عيسى از نصر بمانند اين حديث را روايت كرده است و در ضمن آن است كه ميسر بن عبد العزيز و عبد اللَّه بن عجلان در اين گروه بودند و پس از آن قريب يك سال بيشتر نماند و هلاك شد صلوات اللَّه عليه و قيس در كتب رجال نامبرده نشده است.
٢٠٧-
ابو بصير بمن باز گفت كه از امام صادق (ع) شنيدم ميفرمود: راستى مردى در فاصله چند ميلى شهر مدينه بود و خوابى ديد و به او گفتند نزد امام باقر (ع) برو و به او نماز بخوان