ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦٧ - ٢٣٤
مجموعهايست از ستارگان فضا بمانند خوشه گندم و شايد يك منظومه شمسى مستقلى است و باين اعتبار مىشود فاصله افقى آن را با خورشيد سنجيد.
نقطه ابهام ديگر فاصلهگيرى ميان سنبله و لوح محفوظست زيرا لوح محفوظ تا آن جا كه در اخبار و برخى آيات قرآن مجيد بيان شده است نام فلك و ستارهاى نيست كه در رديف آنها قرار گيرد و فاصله و بعد مسافت ميان آنها سنجيد شود گر چه كلمه لوح دلالت دارد كه آن هم يك موجود جسمانى و در شمار اجسام علوية است.
٥- اين حسابى كه امام در آخر خبر بدان اشاره كرده است ممكنست منظور يك حساب رياضى باشد بر اساس قواعد دقيق كه- امروزه بوسيله آن مسافتهاى كيهانى را اندازه مىگيرند و نشانه ميكنند و اينكه مىفرمايد اگر كسى بر اين گونه حسابگرى دانا شود مىتواند شماره نيهاى يك نيزار را بدست آورد با اين معنى سازش دارد زيرا بوسيله حساب دقيق از نظر مساحت و اوضاع ديگر مىتوان اين كار را كرد.
(شرحى در امراض واگيره و برخى از كلمات جامعه پيغمبر (ص)
٢٣٤-
از حسن بن محبوب گويد: نضر بن قرواش جمال بما خبر داد كه از امام صادق (ع) پرسيدم كه شترانى دچار بيمارى جرب (كچلى پوست) هستند و من آنها را از ميان شتران خود كنار ميكنم از ترس اينكه بيمارى جرب آنها بشتران ديگر سرايت كند؟
و بسا كه براى چهار پا سوت ميزنم تا آب نوشد؟
امام صادق (ع) در پاسخ فرمود: راستش يك اعرابى نزد رسول خدا (ص) آمد و عرضكرد يا رسول اللَّه من گوسفند يا گاو يا شترى را كه بيمارى جرب دارد ببهاى اندك بدست مىآورم و از خريدن آنها نگرانم و بدم مىآيد از بيم اينكه اين جرب آنها بيشتر و گوسفند سالم خودم سرايت كند.
رسول خدا (ص) فرمود: اى اعرابى پس اين بيمارى از چه كسى و از كجا بدان اولى سرايت كرده است.
سپس رسول خدا (ع) فرمود: نه واگيره هست و نه بدفالى و نه هامه و نه شوم و نه صفر و نه رضاعى