ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤ - ٤
أيا مردم راستش اينست كه خوب نيست دم بستن از حكمت و سخن بجا چنان كه خوب نيست سخن گفتن بنادانى.
|
(دو چيز تيره عقل است دم فرو بستن |
بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشى) |
|
و أى مردم بدانيد هر كس اختيار زبان خود را ندارد پشيمان مىشود و هر كه نداند بنادانى افتد و هر كه خود را ببردبارى واندارد بردبار نباشد و هر كه مهار خود نكشد خردمند نيست و هر كه خردمند نيست خوار شود و هر كه خوار شود احترام نشود و هر كه احترام نشود مورد سرزنش است و هر كه مالى را بنا حق بدست آورد در غير مورد خرج كند و هر كه بوجه پسنديدهاى دست از بدى بر ندارد بر آن وادار شود و با نكوهش و بناچار دست از آن بدارد، هر كه نشسته عطا نكند ايستاده باشد و از او دريغ شود و هر كه عزت بناحق جويد راه خوارى پويد و هر كه بناحق غالب آيد مغلوب گردد و هر كه با حق لجبازى كند موهون بود و هر كه دين را بفهمد با وقار باشد و احترام دارد و هر كه تكبر ورزد كوچك شود و هر كه احسان نكند او را نستايند.
أيا مردم مردن به از زبون زيستن است و جستن با سختى به از بيكار خفتن است و حساب خود نگه داشتن به از كيفر كشيدنست و گور به از فقر و چشم پوشيدن به از بسيار از نگاهها است و روزگار در روزى با تو است و در روزى در برابرت هر گاه با تو است مستى مكن و هر گاه در برابر تو است صبر كن زيرا بهر دو آزمايش شوى و در نسخهايست كه هر دو را اختبار خواهد شد.
أيا مردم شگفت آور چيزى كه در انسانست دل او است دل مايههائى از حكمت دارد و اضدادى بر خلاف آن اگر اميدوارى بدو رخ دهد طمعش خوار كند و اگر طمعش بر افروخت حرصش بكشد و اگر نوميدى گريبانگيرش شد افسوسش بكشد و اگر خشمش رخ داد غيظ او سخت باشد و اگر با رضايت