ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٣ - ١٥٤
داستان مردم در روز رستاخيز
١٥٤-
از جابر از امام باقر (ع) گويد كه فرمود: اى جابر هر گاه روز رستاخيز شود خدا عز و جل اولين و آخرين را براى تميز حق از باطل گرد آورد و رسول خدا (ص) دعوت شود و امير المؤمنين (ع) دعوت شود و برسول خدا جامهاى سبز پوشند كه از مشرق تا مغرب بدرخشد و باندام على (ع) هم بمانند آن جامهاى پوشند و باندام رسول خدا (ص) جامه گلى ديگر پوشند كه از آن ميان مشرق و مغرب روشن شود و باندام على بمانند آن بپوشند و بدين وضع بر آيند و بالا روند و سپس ما را دعوت كنند و رسيدگى بحساب مردم را بما واگذارند و مائيم بخدا سوگند كه اهل بهشت را ببهشت وارد كنيم و اهل دوزخ را به دوزخ.
سپس پيمبران را دعوت كنند و دو صف برابر عرش خدا عز و جل وادار شوند تا ماها از رسيدن بحساب مردم فارغ شويم و چون اهل بهشت ببهشت روند و اهل دوزخ بدوزخ روند رب العزة على (ع) را بفرستد تا بهشتيان را بمنزل خود در آورد و همسران آنها را بآنها تزويج كند و به خداوند سوگند كه على همان كسيست كه بهشتيان را تزويج كند و بآنها در بهشت زن بدهد و اين كار با ديگرى جز او نباشد، اين كرامتى است كه خدا عز و جل باو ارزانى داشته و فضليست كه باو مخصوص گردانيده است و باو بخشيده است و او است كه بخدا دوزخيان را بدوزخ برد و او است كه در بهشت را بروى اهل بهشت مىبندد وقتى وارد آن شدند زيرا درهاى بهشت باو سپرده است و درهاى دوزخ هم باو سپرده است.