ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٦ - ١٧
ناحق بر آنها زور گويند و بدانها بتازند و آنها را خوار شمارند و گرفتار بلا باشند همه اينها ميگذرد و دوران خوشى و خرمى ميرسد.
سپس بدان كه برادران مورد اعتماد ذخيره و پس انداز يك ديگرند- و اگر ترس از اين نبود كه در باره من گمانهاى ناروا پيدا كنى و گمانهايت تو را از حق بدر برد (يعنى بمن گمان بد برى و از من منحرف شوى و پس از اين بحرف من گوش ندهى و گويا امام مىدانسته كه او نميتواند يكباره صريح حقرا تحمل كند و خواسته است حقرا بتدريج باو بفهماند تا از حق و اهل حق تنفر نيابد پايان نقل از مجلسى ره) (من گويم از نظر مدحى كه از سعد الخير شده شايسته مقام اخلاص او اينست كه منظور امام اين باشد كه اگر برخى حقائق باو اعلام شود مبادا در باره ائمه بمذهب غلات پيوند دو عقيده افراطى پيدا كند).
هر آينه پرده از روى حقائقى بر مىداشتم كه آنها را از تو پنهان داشتم و مطالبى راجع بحق براى تو بيان ميكردم كه آنها را نهان داشتم ولى من از تو ملاحظه كردم و خواستم تو در راه حق بمانى و بپائى.
حليم و بردبار نباشد كسى كه از احدى ملاحظه و پروا نكند در محل تقوى و خود دارى، حلم و بردبارى جامه آبرو و اعتبار مرد دانا و عالم است مبادا خود را از آن برهنه كنى و السلام.
رساله ديگر از آن حضرت بهم او/ (سعد الخير)/ نيز
١٧-
حمزة بن بزيع گويد امام باقر (ع) بسعد الخير نوشت:
بنام خداوند بخشاينده مهربان اما بعد نامهات بمن رسيد در آن ياد كرده بودى از دانستن آنچه تركش نشايد و از فرمان برى از كسى كه خداوند از خشنودى او خشنودى است و بر خود پذيرفتى و هموار كردى آنچه در گرو آنى اگر آن را واگذارى (يعنى خودت را گرو آن مىدانى در نزد خدا نظر بدان حقوقى كه خدا در عهده بنده دارد و وجوب طاعت و ترك نافرمانى او و چون كسى حق او را ادا كرد و او را اطاعت نمود خود را از گرو او در آورده است و گر نه از او مؤاخذه شود و از او حق خدا دريافت شود بوسيله كيفر و عذاب چنانچه صاحب دين حق خود را از رهن و گروى دريافت كند و خداوند فرموده است (٣٨- المدثر) هر نفس گرو عمل خويش است جز اصحاب يمين- كه آن را