ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣١٧ - ١٨٥
(در بيان طبقات مردم)
١٨٣-
از امام صادق (ع) كه فرمود ما بنى هاشم هستيم و شيعه ما عرب هستند و ديگر مردم اعراب بيابان گرد.
١٨٤-
فرمود (ع) ما قريش هستيم و شيعه ما عرب هستند و ديگر مردم كفار روم هستند.
شرح- از مجلسى ره- «قوله
نحن بنو هاشم
» يعنى آنچه در مدح بنى هاشم رسيده است مقصود از آن ما خانوادهايم يا هر هاشمى زاده كه پيرو اهل بيتست نه آن كسانى كه زاده هاشم بودند و از حق بدر رفتند و كفر ورزيدند بخدا بوسيله ادعاى امامت بنا حق چون بنى عباس و همگنانشان و آنچه در مدح عرب وارد شده مقصود از آن همه شيعه باشند و اگر چه عجمى نژاد باشند زيرا آنها هم بزبان عرب محشور شوند و مردم ديگر كه مخالفند همان اعرابند كه خدا در باره آنها فرمايد (٩٧- التوبه) الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً كفر و نفاق اعراب از همه سختتر است- و آنها همان بيابانگردانند كه خدا آنها را نكوهش كرده براى اينكه از شرع و قانون بدورند و براى يارى سيد انبياء بمدينه مهاجرت نكردند و همه مخالفان در اين امور با آنها شريك هستند.
قوله
«علوج الروم»
علج بكسر كافر عجمى نژاد و غير عرب را گويند يعنى همه مخالفان بمنزله كفار عجم هستند و بزبان آنها محشور شوند و گر چه عرب زبان از دنيا روند چنانچه در اخبار است.
(ظهور امام قائم (ع))
١٨٥-
از امام صادق (ع) فرمود گويا من قائم (ع) را بچشم خود مىنگرم كه بر منبر كوفه است و قبائى در بر دارد و از جيب قباى خود نامهاى كه با مهر طلائى مهر بر آن نهاده شده در مىآورد و آن را باز ميكند و بر مردم مىخواند و مردم از شنيدن اين نامه چون گله گوسفند از او رم ميكنند و مىگريزند، جز نقباء و سردستههاى آنان، و او سخنى به زبان آورد و مردم پناهگاهى نيابند تا باو برگردند و او را بپذيرند و راستى من آن سخنى را كه او مىگويد بخوبى ميدانم.
شرح- از مجلسى ره- و شايد آن نامه مشتملست بر لعن ائمه مخالفين يا بر احكامى مخالف آنچه ميان مردم مألوف و معروفست.