ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٢ - ٩٤
هشام- اى نافع چه كردى؟
نافع- مرا از اين سخن خود معاف دار، بخدا كه اعلم مردمست از روى راستى و درستى و بحق زاده رسول خداست و يارانش حق دارند او را پيغمبر شمارند.
شرح- از مجلسى- ره- ثوير بن أبى فاخته از على بن الحسين روايت كرده است كه در تفسير يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ- فرمود يعنى اين زمين تبديل مىشود به زمينى كه در روى آن آشكارا گناه نشده است و كوه و گياهى ندارند بمانند همان روزى كه آن را گسترده بود از نخست و ممكنست اينخبر حمل بر تقيه شود يا مقصود اينست كه جز ارض محشر زمين ديگرى هم هست كه باين صورت نان خوردنى است (تا آنكه گويد) عامه از أمير المؤمنين روايتكردهاند كه زمين و آسمان بدل شوند به زمينى از نقره و آسمانى از طلا و از ابن مسعود هم روايت شده است كه مردم بر زمين سپيد رنگى محشور شوند كه كسى در آن گناهى نكرده است.
حديث نصرانى شام با امام باقر (ع)
٩٤-
از عمر بن عبد اللَّه ثقفى گويد هشام بن عبد الملك امام باقر را از مدينه بشام برد و در آن جا نگاهش داشت و آن حضرت با مردم در مجالس شركت ميكرد، در اين ميان كه در ميان گروهى از مردم نشسته بود و از او پرسشهائى ميكردند نگاه كرد كه ترسايان بيك كوهى در آن جا بالا ميروند فرمود اينان چه كار دارند آيا امروز عيدى دارند؟ گفتند نه يا ابن رسول اللَّه در اينجا يك عالمى دارند كه سالى يك روز نزد او ميروند و او را بيرون ميكشند و هر چه خواهند از او مىپرسند و آنچه در آن سالست پيشگوئى ميكند.
امام باقر- او چيزى مىداند؟
همه حاضران- آرى او اعلم مردمست و شاگردان حواريين حضرت عيسى (ع) را درك كرده است.