ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥٣ - ٢١٤
اينكه از آن گوشت خورد و چون صالح چنين ديد روى بدانها كرد و فرمود اى قوم چه باعث شد كه شما چنين كرديد آيا در مقام نافرمانى پروردگار خود بر آمديد؟.
و خداوند تبارك و تعالى بصالح وحى كرد كه قوم تو هر آينه سر كشى كردند و ستم نمودند و آن ماده شترى را كه من براى حجت و نشانه بدانها فرستاده بودم كشتند با اينكه زيانى بدانها نداشت و بزرگترين سود را بدانها ميرسانيد بآنها بگو من عذاب خود را براى شما ميفرستم و سه روز بدانها مهلت مىدهم و اگر در اين سه روز توبه كردند و از تمرد خود برگشتند من توبه آنها را مى پذيرم و عذاب را از آنها بر ميگردانم و اگر كه آنها توبه نكنند و برنگردند من در روز سوم عذابم را بر آنها ميفرستم.
صالح- نزد آنها آمد و بآنها گفت، اى قوم من از سوى پروردگار شما رسول و فرستاده شمايم و او بشما مىگويد:
اگر شماها توبه كنيد و برگرديد و آمرزش خواهيد من شما را مىآمرزم و توبه شما را قبول ميكنم و چون اين پيغام را بآنها رسانيد سركشتر و بدتر شدند و گفتند:
- اى صالح اگر راست ميگوئى هر چه را مىگوئى و وعده ميدهى بسر ما بياور.
صالح- بدانها چنين اخطار كرد كه:
اى مردم شما فردا صبح رنگ زرد مىشود و روز دوم چهرههاى شما سرخ مىشود و روز سوم چهرههاى شما سياه مىشود و چون روز نخست فرا رسيد بامداد كه شد روى همگان زرد بود و نزد يك ديگر رفتند و گفتند آنچه صالح گفته بود بر سر شماها آمد، سركشان از آنان گفتند:
ما هرگز گفته صالح را نشنويم و آن را نپذيريم و اگر چه بلاى بزرگى باشد.