ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥ - ٧
و زنان را ديدى كه بر حكومت چيره شدند و هر كارى را به دست گرفتند و هيچ كارى انجام نشود جز آنچه آنها طرف دارش باشند و ديدى پسر شخصى بپدرش افتراء زند و بر پدر و مادر خود نفرين كند و از مرگشان شاد شود و ديدى چون مردى روزى را بسر آورد و در آن گناه بزرگى نكرده باشد از هرزگى و كم فروشى و در آمدن در بستر حرام و ميخوارى دلتنگ و غمناك باشد و پندارد كه آن روز بر او نامبارك بوده و از عمرش حساب نبوده و ديدى كه سلطان خوراك را انبار كند و نگهدارد تا گران بفروشد و ديدى كه حق ذو القربى (خمس و سهم امام) بنا حق تقسيم شود و با آن قمار زنند و ميخوارى كنند و ديدى كه با شراب مداواى بيمار كنند و براى بيمار نسخه آن را بگيرند و از آن درمان طلبند و ديدى مردم همه در ترك امر بمعروف و نهى از منكر و ترك ديندارى هم آهنگ شدند و ديدى باد بر پرچم منافقان و اهل نفاق ميوزد و پرچم اهل حق بىحركت است و ديدى در برابر اذان مزد گيرند و در برابر نماز خواندن مزد گيرند و ديدى مسجدها پر مىشود از كسانى كه از خدا نترسند و در آنها گرد آيند براى غيبت و خوردن گوشت اهل حق و با همديگر در آنها بوصف نوشابه مستكننده بپردازند و ديدى كه پيشنماز مست براى مردم نماز بخواند و مست است و لا يعقل و بمستى او را نكوهش نكنند و هر گاه مست شود گراميش دارند و از او ملاحظه كنند و بترسند و رها باشد و كيفر نشود و مستى او را معذور دارند و ديدى مال يتيم خود را بصلاح و شايستگى ستايند و ديدى قاضيان بر خلاف آنچه خدا امر كرده قضاوت كنند و ديدى فرمانروايان جنايتكاران را امين سازند براى طمع و ديدى فرمانروايان ارث را براى اهل فسق و بد كارى و دليرى بر خدا تخصيص دهند (يعنى ميراث يتيم را به دست آنها بسپارند تا برخى را خود بخورند و برخى را بآنان دهند) از آنها حق و حسابى بگيرند و آنها را واگذارند تا هر چه