ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٩ - ٣٧
گفتم اصلحك اللَّه راستى اين فرقه مرجئه ميگويند كه بما زيانى ندارد كه بر همين عقيده خود باشيم تا گاهى كك بيايد آنچه شماها ميگوئيد (يعنى دولت حقه ظهور كند) و با شما همعقيده شويم و برابر گرديم.
فرمود اى عبد الحميد راست گويند هر كه توبه كند خدا توبه او را بپذيرد و هر كس منافق در آيد و در دل ايمان ندارد خدا جز بينى خودش را بخاك نمالد و هر كه امر امامت را فاش كند خدا خونش را بريزد، خدا در مسلمانى سرشان را ببرد چنانچه قصاب گوسفندش را سر ببرد.
گويد: گفتم: پس در آن روز كه امام ظهور كرد و ديگران هم باو گرويدند ماها با مردم ديگر برابريم؟
فرمود (ع): نه؟ شما در آن روز سروران و فرماندهان روى زمين باشيد در عالم ديانت براى ما جز اين روا نباشد گفتم اگر من پيش از درك امام قائم مردم؟ فرمود هر كه از شماها گويد اگر من قائم آل محمد (ص) را دريافتم او را يارى ميكنم چون كسى باشد كه بهمراه او شمشير زند و شهادت با او دو بار شهادت محسوب شود.
شرح- از مجلسى ره-
«و لقد تركنا اسواقنا
الخ» ائمه كار ظهور امام قائم را بر مردم شيعه مشتبه ميكردند بمصلحت آنان و براى اينكه نوميد نشوند و شيعه اميد داشتند كه ظهور دولت حقه و قيام با شمشير بدست جز امام دوازدهم باشد و انتظار آن را ميبردند و شايد ترك كسب و بازار براى آمادگى اين كار و تمرينات لازمه بوده است يا به اميد آينده نزديك ظهور دولت حقه كسب و بازرگانى را ترك كرده بودند بگمان اينكه پس از ظهور دولت حقه بدان نيازى ندارند يا براى اهتمام در دانشجوئى و هدايت خلق و بىاعتنائى به تجارت به همين جهت- پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم بسيار دور است كه ائمه شيعه را براه اشتباه و ابهام ببرند و بسرگردانى تا اين اندازه بكشند با اينكه قيام دولت حقه بدست امام دوازدهم جزء تعليمات مذهب شيعه اماميه بوده است و همه اخبارى كه در اين باره وارد است در آن صراحت دارد و موضوع ترك بازار براى آشفته بودن وضع اجتماعى دوران امام باقر (ع) بوده است و انتظار فرج بعنوان انتظار تغيير وضع ناگوار دوران بنى اميه زيرا شك نيست كه هر چه بنياد حكومت ستمكار بنى اميه بر اثر نيرومند شدن مردم آزادى طلب كشور پهناور اسلامى آن روز لرزانتر ميشد و رو بسراشيبى و سقوط ميرفت فشار آنها بشيعه