ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥٧ - ٤١
تعبير مىشود حجم آب معينى هم در آن وجود داشته باشد و اين دريائى كه خداوند ميان آسمان يعنى دستگاه چرخان بر فراز زمين خلق كرده عبارت از فضاى محدودى است كه در زبان امروزى از آن بوسعت يك منظومه شمسى تعبير مىشود و بشر در زندگى خود بدان نيازمند است.
و اما مجارى خورشيد و ماه و اختر و ستاره (كه بعيد نيست مقصود از كواكب در اين حديث همان سيارات باشد كه از اختران ديگر امتياز دارند در حركت و روشنى و به اعتبار علم امروز جزء منظومه شمسى زمين بحسابند) همان مدارهاى حركت آنها است كه در خورشيد گرد آنست و در آن ميچرخد و در كواكب سياره كه حركت انتقالى دارند دائرة مخصوصى است بيضى يا بوضع ديگر كه حركت كواكب در ان منظم است.
و اما فلك كه همه مدارات خورشيد و ماه و كواكب بر آن استوار است و بعيد نيست همان جاذبيه عامه باشد كه پس از قرنها نيوتن فلكى معروف بدان پى برد و حقيقت آن عبارت از يك نيروئى است شگرف كه حساب يك منظومه شمسى معينى را در اين فضاى بىسر و ته و اسرار آميز از قسمتهاى ديگر جدا ميكند كه خورشيد آن هم در حساب اين نيرو در مركزى استوار است و بدور خود ميچرخد و اين نيروى شگرف تكيهگاه همه موجودات اين منظومه شمسى مشخص بحسابست و تعبير از آن بفلك بسيار شيوا است زيرا فلك يك نيروى چرخنده و چرخاننده است.
ملك كه در فارسى فرشته گويند در تعبير قرآن و اخبار عبارت از مقياس فعاليت وجودى است چنانچه نيروى ماشين و كارخانه را كه تكيه بصنعت بشرى دارد با نيروى اسب تعبير كنند و مقياس يك فعاليت فوق صنعت بشرير او يا بتعبير ديگر فعاليت ما وراء الطبيعه را با يك ملك تعبير كنند و نيروى جاذبيه عامه بقوت هفتاد هزار ملك تعبير شده است.
و اما كلمه منازل كواكب يك تعبير قرآنى است كه مىفرمايد (٣٩- يس) و ماه را در منازلى اندازهگيرى كرديم و منجمين هم اصطلاح منازل را كه براى كواكب در كتب خود ثبت كردهاند بظاهر از اين تعبير قرآنى گرفتهاند و منازل قمر را ٢٨ شمردهاند باعتبار اينكه در مدت يك شب يك منزل دارد و در مدت يك روز يك منزل و در ٢٨ منزل دوره ماهانه خود را بسر مى برد و در اين خبر منازل شبانه روزى را براى همه كواكب اثبات كرده است.
و مثلا منازل خورشيد در هر شب قوس الليل آن است و در هر روز قوس النهار آن كه عبارت از كمانى نيم دائره نامرئى شب و كمانى نيم دائره مرئى روز باشد و بهمين معنا منازل شب و روز براى ديگر كواكب هم منظور مىشود زيرا از نظر سنجش ما كه در زمين زندگى ميكنيم هر كوكبى داراى اين دو منزل شبانه روزى جلوه گر مىشود و در مدارى بنظر ما خود نمائى دارد و يا از نظر ما نهانست.
و اما راجع بكسوف و خسوف آنچه منجمان قديم و جديد گويند اينست كه:
كسوف گرفتن آفتاب هميشه در عقده رأسى يعنى نقطه تلاقى منطقة البروج كه مدار خورشيد است بامدار ماه اتفاق مىافتد و در خصوص حال مقارنه خورشيد و ماه ميسر مىشود، يعنى هنگامى كه اين دو در يك درجه و يك دقيقه مدار خود باشند كه در اين صورت آفتاب در پشت جسم ماه واقع مىشود و سايه ماه كه امتداد آن تا زمين كشيده است بر روى قطعهاى از زمين مىافتد و مردمى كه در آن قطعه زمين باشند نمىتوانند آفتاب را ببينند و پرتو آفتاب از آنها نهانست، و گرفتن ماه در عقده ذنب است يعنى