ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٠ - ١٤٩
شرح- از مجلسى ره- قوله
«ثلاثمائة و ستين برجا»
شايد مقصود ببرج درجهها باشد كه بحركت خود هر روز در يكى منتقل شود و بطور تغليب بيان شده است يا مقصود مدارات يوميه است كه هر روز از سال بيكى از آنها منتقل مىشود و اين عدد بنا بر اينست كه در عرف مردم سال را سيصد و شصت روز ميگويند و اگر چه مطابق واقع حركت خورشيد و ماه نيست پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- ممكنست مدارات يوميه همان سيصد و شصت باشند و در حال اعتدال و در رأس انقلاب شتوى و صيفى بطور تحقيق و يا تقريب مطلع و مغرب دو روز و يا بيشتر يكى باشد فتدبر.
قوله
«مثل جزيرة من جزائر العرب»
غرض بيان عظمت اين درجاتست و وسعت سرعت حركت در آن گر چه نسبت بحركت يوميه كند است.
قوله
«فلم تزل ساجده»
- يعنى فرمان بر و خاضع و منقاد امر خدا است و بامر او روانست تا طلوع كند.
قوله
«معنى سجودها»
محتملست دنباله خبر باشد و شايد اظهر اينست كه از كلينى و يا يكى از رواتست .. پايان نقل از مجلسى ره.
قوله
«وجهها لاهل السماء»
شايد از آن روى خورشيد كه براى مردم زمين نامرئيست حرارت بيشترى ميتابد.
در اسرار احاديث
١٤٩-
از جابر بن يزيد گويد امام باقر هفتاد حديث بمن باز گفت كه هرگز بكسى نگفتم و هرگز بكسى نگويم و چون امام باقر (ع) در گذشت بگردنم سنگين آمد و سينهام تنگ شد و نزد امام صادق (ع) رفتم و گفتم قربانت پدرت هفتاد حديث بمن گفته كه چيزى از آنها از من بر نيامده و اظهار نشده است باحدى و بمن سفارش كرده آنها را نهان دارم و بر من بار سنگينى شده و سينهام از آن تنگ شده شما بمن چه ميفرمائيد؟
در پاسخ فرمود: اى جابر هر گاه چيزى از اين بر تو تنگ شد برو بجبانه (يعنى بيابان) و گودالى بكن و سر را در آن فرو كن و بگو امام باقر مرا بچنين و چنان حديث كرده است سپس آن گودال را پر از خاك كن و روى آن را بپوش زيرا زمين راز تو را نگه مىدارد، جابر گويد چنين كردم و خاطرم سبك شد.