ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩٢
١٣٧ اهل تقوى هنگام اغواء شيطان ياد خدا كنند و بهوش باشند و بينا
١٣٨ سعادتمند كسيستكه از ملاحظه حال ديگران پند و اندرز گيرد
١٣٩ بندگان خدا را گلهاى شگفته رنگا- رنك دنيا نفريبد
١٤٠ معنى (دار بلغة)
١٤١ حديث پيرمرد با امام باقر «ع»
١٤٢ بشارت امام باقر «ع» به پيرمرد
١٤٣ داستان زيتفروش
١٤٤ در مدح شيعه
١٤٥ سفارش پيغمبر «ص» بامير المؤمنين (ع)
١٤٦ اخبارى در فضيلت مذهب شيعة و در فضيلت ائمه «ع»
١٤٧ هركس هركه را دوست دارد با او است
١٤٨ انشعاب مسلمين خير شيعه گشت تا توانستند در برابر عامه زيست كنند
١٤٩ هركه گويد من چون دريافتم امام غائب را او را يارى كنم چون كسيستكه بهمراه او شمشير زند
١٥٠ زمامداران خاندانى بجاى پى بردن بعلت نارضايتى مردم طرف خيالى خود را سركوب كنند.
١٥١ دعاى امام صادق «ع» درباره دوستان خود
١٥٢ اختيار از ذاتيات هر انسانيست
١٥٣ هركه بفهمد بلا چيست بر آن صبر كند
١٥٤ حديث دريا با خورشيد
١٥٥ هنگام دو آيت كسوف و خسوف بخدا پناه بايد برد
١٥٦ دريا دو معنى دارد
١٥٧ علت كسوف و خسوف
١٥٨ اگر جهان از آلودگى پاك گردد ممكنست وضع مدار خورشيد و ماه دگرگون كردد و كسوف و خسوف رخ ندهد.
١٥٩ اخبار متفرقه
١٦٠ حكايت مردى كه دو دختر داشت يكى را بزارع و ديگرى را بكوزه گر شوهر داد
١٦١ تعويذ امام ششم «ع» فرزند خويش را بعزيمتى كه أمير المؤمنين (ع) جن وادى صبره را عزيمت فرمود
١٦٢ معنى «من قرض الناس قرضوه»
١٦٣ حديثى كه مشعر است بر اينكه گاهى بواسطه حفظ آبرو بايد تسليم مدعى شد و مرافعه ننمود
١٦٤ امام ششم «ع» بدنبال غلامى رفت كه دير كرده بود ديد در جائى به خواب رفته او را باد زد تا بيدار شد
١٦٥ درد از خدا دواء از خدا
١٦٦ دستور استشفاء از حضرت صادق (ع) به داود بن زربى براى دردش
١٦٧ حديث ماهيكه بر چه استوار است
١٦٨ مثل سائر (زمين روى شاخ گاو مى گردد) يعنى عمران زمين بسته بزراعتست
١٦٩ طرح سؤالات از نظر علمى و فيزيكى درباره زمين
١٧٠ حقيقت ماده نخست زمين بسيار دور از فهمست
١٧١ تحقيقى عميق در اطراف حديث (زمين بر چه استوار است)
١٧٢ حديث آغاز آفرينش انسان
١٧٣ حديث در اينكه خواب ديدن در زمان گذشته ديرين نبوده و بعد پديدار شد
١٧٤ رؤيا در نظر شارح (مد ظله) يك فعاليتى است در نيروهاى درونى انسان