ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٥ - ٩٥
چنانچه گفتى زائيد و اين دو برادر تا چنين و چنان عمر خود با هم زنده ماندند و سپس خدا تبارك و تعالى تا صد سال جان عزيز را گرفت و سپس زنده شد و با عزره تا پايان پنجاه سال زنده بود و با هم در يك ساعت مردند.
نصرانى- اى گروه ترسايان، من بچشم خود هرگز داناتر از اين مرد نديدهام تا او در شامست از من ديگر حرفى نپرسيد مرا بجاى خود برگردانيد.
راوى گويد: او را به جاى خود باز گردانيدند و ترسايان بهمراه امام باقر (ع) برگشتند.
حديث ابى الحسن موسى (ع)
٩٥-
از على بن سويد گويد امام كاظم (ع) در زندان بود و من باو نامهاى نوشتم و در ضمن پرسش حالش مسائل بسيارى پرسيدم و تا چند ماه هم پاسخ نرسيد و سپس اين نسخه پاسخ به دستم رسيد:
بنام خداوند بخشاينده مهربان- سپاس از آن خداوند والا و بزرگست، آنكه ببزرگوارى و روشنى خود دل مؤمنان را بينا كرده است و براى بزرگوارى و روشنيش نادانها با او دشمنى كنند (زيرا ميان دو مخالف جز دشمنى نباشد) و براى بزرگوارى و روشنى او هر آنكه در آسمانها و زمين