ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٢ - ٤
بر پيغمبر خود بسيار صلوات فرستيد. راستى كه خدا و فرشتههاش صلوات فرستند بر پيغمبر أيا كسانى كه گرويديد صلوات بر او فرستيد و درود فراوان.
أيا مردم راستش اينست كه شرفى برتر از اسلام نيست و كراميت عزيزتر از تقوى و قلعهاى مصونتر از ورع و پارسائى و شفيعى پذيراتر از توبه و لباسى زيباتر از عافيت، و نگهداشتى نيست كه منيعتر از سلامت و سازش و نه مالى نياز برندهتر از دلدادن بقناعت و نه گنجى پر ثروتتر از قناعت هر كه بهمان كفايت گذران معاش اكتفاء كند آسايش خود را پا بر جا كرده و در مهد آرامش نشيمن ساخته، رغبت بدنيا كليد رنج است و جمع مال دنيا مركب ناراحتى، حسد آفت دين است و آزمندى سبب افتادن در پرتگاه گناهان كه مايه حرمانست سركشى و ستم راننده بمرگست و شيفته بودن بدنيا بنگاه هر عيب بد، بسا طمعى كه نوميد گردد و آرزوئى كه بر باد رود و دروغ در آيد و اميدى كه به نوميدى گرايد و تجارتى كه به زيان كشد هلا هر كه خود را چشم بسته از سر انجام در هر كارى در اندازد در معرض ناگوارىهاى رسواكننده است و چه بد گردنبندى است گردنبند گناه براى مؤمن.
أيا مردم راستش اينست كه گنجى سودمندتر از دانش نيست و عزتى بالاتر از بردبارى و نه حسبى رساتر از ادب و نه نسبى زبونتر از خشم و نه جمالى آرايشكنتر تر از خرد، هيچ زشتى بدتر از دروغ نيست و هيچ پاسبانى نگهدارتر از خموشى و هيچ غائبى نزديكتر از مرگ.