ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٨ - ١٦٧
١٦٥-
از امام صادق (ع) فرمود راستى كه خدا عز ذكره هفت روز پس از اينكه جثه زيد را سوزانيدند اجازه هلاك و نابودى بنى اميه را صادر كرد.
شرح- از مجلسى ره- شايد اين كردار ناهنجار از متممات وسائل نزول بلا و عذاب بر آنان بوده است و گر نه آنها كارهاى بدتر و زشتتر از اين كردند مانند كشتن امام حسين (ع) و اين خبر چون خبر پيش دلالت دارد بر اينكه زيد مشكور است و در جهاد خود ماجور است و مدعى خلافت و امامت نبوده و غرضش خونخواهى امام حسين و رد خلافت باهل آن بوده است چنانچه اخبار بسيار بر آن دلالت دارد پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم چنانچه پيشتر گفتيم زيد بعنوان يك مصلح اجتماعى و مذهبى قيام كرد و مقصودش فدا كارى در راه حق بود و اين يك مقام ارجمنديست كه كسى تا آنجا درك حقيقت كند كه شيفته و جان باز آن گردد و خونخواهى امام و رد خلافت باهل آن هم در ضمن اين يك مقصد عالى مندرجست و سر ممدوح بودن قيام و مبارزه زيد همين مقام اصلاحطلبى او است كه براى اجراى حق و حقيقت داوطلب جانبازى و فداكارى شده است و براى چنين افرادى تقيه برداشته شده است مانند امام حسين و ياران وفادارش و ما اين مقام را در رموز الشهاده كه شرحى است با ترجمه بر كتاب نفس المهموم محدث قمى ره توضيح كافى داديم بدان جا رجوع شود.
١٦٦-
از عبيد بن زراره از امام صادق (ع) فرمود: راستى خدا جل ذكره هر آينه نگهدارى كند هر كه رفيق خود را نگهدارى كند.
شرح- از مجلسى ره- مقصود اينست كه رعايت احترام دوست را بنمايد و او را در غياب و حضورش رعايت نمايد و از او دفاع كند.
(حديث فضل شيعه)
١٦٧-
از سماعه كه گويد من در خدمت امام كاظم (ع) نشسته بودم و مردم در دل شب گرد كعبه طواف ميكردند فرمود اى سماعه بازگشت اين خلق بسوى ما است و حساب آنها با ما است هر چه گناه ميان خود و خدا دارند (و حق الناس نيست) بر خدا بايست كنيم و درخواست جدى كنيم كه از آن بگذرد بخاطر ما و خدا آن را از ما بپذيرد و آنچه ميان مردم و آنها است و حق الناس است از