ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٢ - ٤٧
بچشم همراهان او آمد كه بمانند تركمن بودند و از دست آنها زبانه آتش نمايان بود كه جاى گرفتند و در كنارههاى آن رودخانه بگردش آمدند.
امير المؤمنين قرآن ميخواند و بدرون رودخانه ميرفت و با تيغ خود براست و چپ اشاره ميكرد و آن اشخاص درنگى نكردند و مانند دودى سياه شدند و امير المؤمنين اللَّه اكبر گفت و سپس از آن جا كه فرود شده بود بر آمد و همراهانش بدنبال او آمدند تا آن موضع از آنچه رخ داده بود پاك شد.
اصحاب رسول خدا (ص) باو گفتند يا ابا الحسن با چه برخوردى نزديك بود از ترس بميريم و از تو بيشتر بيمناك بوديم از آنچه خود در آن گرفتار بوديم در پاسخ آنها فرمود چون دشمن خود را نمود نامهاى خدا را بلند بردم و آنها زبون شدند و دانستم چه بيتابى بدانها دست داده منهم بىترس از آنها در ميان رودخانه رفتم و اگر بحال خود مانده بودند همه را ميكشتم و خدا مكر و شر آنها را دفع كرد از مؤمنان و باقى مانده پيشتر از من خدمت رسول خدا (ص) روند و ايمان آوردند امير المؤمنين با همراهان خود نزد رسول خدا (ص) برگشت و گزارش كار خود را داد و آن حضرت آسوده خاطر شد و خرم گرديد و دعاى خير در باره او كرد و فرمود يا على پيش از تو آنها كه خدا از تو بيمناكشان كرده بود آمدند و اسلام آوردند و اسلامشان را پذيرفتم سپس با جمع مسلمانان كوچ كرد و آسوده خاطر و بىترس از آن رودخانه گذشتند و عامه هم اين حديث را بدون انكار موافق خاصه روايت كردهاند انتهى.
٤٧-
از امام باقر (ع) كه رسول خدا (ص) فرمود: هر كه وارسى كند بدست نياورد (جزرى گفته مقصود اينست كه هر كه از احوال مردم وارسى كند و در مقام تفتيش آنها برآيد آنچه پسند او است نيابد زيرا خير در مردم كم است) و هر كه براى ناگواريهاى روزگار شكيبائى پيشه نكند در ماند و هر كه بمردم قرض دهد باو قرض دهند (يعنى هر كه از مردم ببرد و كناره كند از او كناره كنند يا اينكه هر كه بمردم بد گويد باو بد گويند) و هر كه مردم را ترك كند دست از او بر ندارند.
عرض شد يا رسول اللَّه پس چه بكنم؟ فرمود بمردم از آبروى خود وام بده براى روز نيازمنديت (يعنى در برابر بدگوئى و آبرو ريزى آنها صبر كن و انتقام مكش تا در روز قيامت از آنها عوض بگيرى).