ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٠ - ٢٩
دنباله حديث ٢٩- اى بندههاى خدا از آن مردم باشيد كه ميانديشند و بدنيا اعتماد نكنيد زيرا خدا عز و جل به محمد (ص) فرموده است (١٣- هود) اعتماد نكنيد بآنها كه ستمگريد تا آتش گيريد- اعتماد نكنيد بشكوفايى زندگى دنيا و آنچه در آن است بمانند اعتماد كسى كه آن را خانه پاينده و منزل جاويدان برگرفته است زيرا دنيا خانه موقتى و منزل كوچ است و جايگاه كردار خوبست از كردار شايسته در آن توشه برداريد پيش از آنكه روزگارش بگذرد و پراكنده شود و پيش از آنكه اجازه ويرانيش از سوى خداوند صادر گردد و آنكه آبادش كرده از نخست و آن را پديد آورده ويرانش سازد، و او است كه سرپرست ميراث آنست پس از گذشت همه ساكنانش.
من از خدا خواستارم كمك دهد بماها و شماها بر توشهگيرى و زهد در دنيا خدا ما و شما را از زاهدان سازد در شكوفانى آنى زندگانى اين دنياى فانى براى رسيدن بثواب آخرت زيرا همانا باو زندهايم و براى آنيم و صلى اللَّه على محمد النبى و آله و سلم. و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.
شرح- از مجلسى ره- قوله
دار بلغة
- البلغة بضم باء آنچه بزندگى روزمره رسا است يعنى دنيا محلى است عاريت و سزا است كه در آن بهمان اندازه كفايت قناعت شود يا مقصود اين است كه دنيا وسيله رسيدن به آخرت است و بايد از آن براى رسيدن به ثواب آخرت در يافت شود.
جوهرى گفته است اين منزل قلعه است يعنى وطن نميتواند شد و مجلس قلعه آنجا است كه صاحبش بايد پى در پى برخيزد و نيز گويند آنها بر وضع قلعهاند يعنى در حال كوچند.
قوله
«فإنما نحن به و له»
ظاهر اين است كه ضمير برمىگردد به ثواب الآخرة يعنى ما بدان اندريم و اين كنايه از نزديكى آن است و له يعنى براى آن آفريده شديم و براى آن تكليف داريم و ممكن است ضمير بخدا تعالى برگردد يعنى ما باو هستيم و بكمك او نيازمنديم و بايد كردار ما براى او باشد.