ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩٣ - ٦٩
گويد از كرامتى كه خدا عز و جل باو كرده است و خدمتكاران مؤمن او از غلامان و كنيزان بفرشته گويند بجاى خود باش زيرا دوست خدا بر تخت خود آرميده و همسرش از حور العين براى او آماده شده است بايد بانتظار وقت ملاقات ولى خدا صبر كنى.
گويد همسر حور العين او از خيمه خود برآيد و بسوى او آيد و در گردش كنيزان بهشتى باشند و بر تنش هفتاد حله بافته با ياقوت و در و زبرجد است كه از مشك و عنبر است و تاج كرامت بر سر دارد و كفشى از طلا مكلل بياقوت و لؤلؤ بپا دارد كه بند آن ياقوت احمر است و چون بدوست خدا نزديك شود و او خواهد از شوق بسوى او برخيزد، حوريه باو گويد اى دوست خدا امروز روز رنج و زحمت نيست از جاى خود حركت مكن من از توام و تو از منى.
فرمود: باندازه ٥٠٠ سال از روزهاى دنيا (كه نيم روز آخرتست) همرا در آغوش كشند و از هم دل تنگ و سير نشوند.
فرمود: چون اندكى آن مرد متقى سست گردد بىاحساس خستگى بگردن بلورين آن حوريه نگاه كند كه بر آن گلوبندهائى است از شاخه ياقوت در ميانه آن يك لوحى است از دركه بر آن نقش شده، اى ولى خدا تو دوست من هستى و منم حوريه دوست تو، جانم بقربان تو مىشود و جانت بقربان من، سپس خداوند هزار فرشته بسوى او فرستد تا او را ببهشت تبريك گويند و آن حوريه را جفت او سازند.
فرمود: پس به اول در بستانهاى او رسند و بفرشته باغبان او گويند از ولى خدا براى ما اجازه ورود بگير زيرا خدا ما را فرستاده تا به او تهنيت گوئيم فرشته بآنها گويد تا من بدربان بگويم