ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩١ - ٦٩
از گور خود برآيند و فرشتهها با ناقههاى سوارى باستقبالشان شتابند، ناقههاى عزت كه بر آنها جهازهاى طلاى مكلل بدر و ياقوت است و روپوش آنها از استبرق و سندس است و مهار ارغوانى دارند و بمانند پرندهاى آنها را بمحشر برند و بهمراه هر كدام هزار فرشته باشد از جلو رو و سمت راست و سمت چپ و بمانند عروسى آنها را ببرند تا بدر بزرگ بهشت رسند و بر در بهشت درختى باشد كه زير سايه يك برگش هزار مرد جا كند و در سمت راست آن درخت چشمه پاك و مصفائى است.
فرمود: از آن چشمه جرعه جرعه بنوشند و خداوند دلشان را پاك كند و موى سراسر تن آنها را بريزد و اينست تفسير قول خدا عز و جل (٢١- الانسان) و نوشانيده بآنها پروردگارشان از شراب پاككننده- يعنى از اين چشمه پاكيزه.
فرمود: سپس رو كنند بچشمه ديگرى كه در سمت چپ آن درخت است و در آن غسل كنند و آن آب زندگانى است و ديگر هرگز نميرند.
فرمود: سپس آنها را برابر عرش بر پا دارند سالم از هر آفت و بيمارى و گرما و سرما تا هميشه فرمود سپس جبار جل ذكره بفرشتههائى كه همراهشان هستند بفرمايد كه:
دوستانم را ببهشت بريد و آنها را با ديگر خلائق باز نداريد زيرا من پيش، از آنها خشنود شدم و رحمتم بر آنها بايست است چگونه ميخواهم آنها را با اصحاب حسنات و سيئات باز دارم؟
فرمود: پس فرشتهها آنها را بسوى بهشت برند و چون بدر بزرگ بهشت رسند فرشتهها حلقهاى بر آن زنند و سوتى زند كه هر زيبا حورى كه در بهشت خدايش براى دوستان خود آماده كرده آوازش را