ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١ - ٥
دنباله حديث ٥ أيا امتى كه فريبش دادند و فريب خورد و فريب فريبكار خود را فهميد دانسته بر پذيرش فريب اصرار ورزيد و پيرو هوا و هوس خود گرديد و خود را بتاريكى گم راهى زد و با اينكه حق و راستى برايش نمودار و روشن شد از آن رو برگردانيد و به راه واضح پشت كرد و از آن به يك سو شد.
هلا سوگند بدان كه دانه را شكافد و جاندار را بيافريند اگر شما دانش را از معدنش كسب ميكرديد.
و آب را گوارا و شيرين نوش ميكرديد و خوبى را از جايگاهش ذخيره ميگرفتيد و راه را از آنجا كه روشنست ميپيموديد و به روش درست ميرفتيد راهها در برابر شما گسترده و هموار بود و نشانهها براى شما پديدار و اسلام براى شما ميدرخشيد و خوش و فراوان ميخورديد و در ميان شما گرسنه و گرفتار نان خورانى بجا نميماند و بهيچ مسلمان و همكيش شما و نه كسانى كه از مذاهب ديگر در پناه شمايند ستمى نميرسيد.
شرح- از مجلسى (ره)-
«لو اقتبستم العلم من معدنه»
كلمه اقتباس را در آتش و دانش آورند يعنى بهره گرفتن از آنها و نوشيدن ماء بمعنى دريافت علم و ايمانست بروجه درست و تشبيه آنها بآب براى اينست كه سبب زندگى روحند چنانچه آب مايه زندگى تن است و گوارائى آن بمعنى پاك بودن از تحريف و بدعت و جهالت است پايان نقل از مجلسى.
من گويم در اينجا فراوانى نعمت و رهائى از گرسنگى و رنج عيال را از آثار حكومت حقه و عادله شمرده است و عدالت عمومى نسبت بمسلمان و غير مسلمان ملتزم به قانون اسلام را كه از آن به معاهد تعبير كنند از لوازم حكومت حقه شمرده است و اين فرمول را بدست داده كه:
حكومت حقه ملازم است با خورد و خوراك خوب و گرفتار نبودن به عيال و عدالت و برابرى همه افراد ملت و هر گونه ناراحتى و گرسنگى و بيكارى و اختلافات نشانه اينست كه حكومت حقه و درست نيست.
دنبال حديث ٥- ولى شما راه تيره و تارى در پيش گرفتيد و جهان با همه فراخناى آن بر شما تيره و تار گرديد و در دانش به روى شماها بسته شد و با هواى نفس سخن كرديد و در دين اختلاف نموديد و ندانسته باحكام