ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٣ - ٥٧
حديث احلام (رؤيا) و حجت بر اهل آن زمان
٥٧-
از حسن بن عبد الرحمن از ابى الحسن (ع) فرمود: راستى كه رؤيا در زمان گذشته ديرين و در آغاز آفرينش نبود و همانا كه پديدار شد، من گفتم علت آن چه بود، در پاسخ فرمود راستى خدا عز ذكره پيمبرى بمردم دورانش مبعوث كرد و آنان را بپرستش و فرمانبرى از خدا خواند پس آنان گفتند اگر چنين كنيم چه داريم؟ بخدا تو از ما بيشتر ندارى و تيره و تبارت عزيزتر از ما نيند كه پيرو تو باشيم.
در پاسخ فرمود اگر پيرو من شويد خدايتان ببهشت برد و اگر نافرمانى كنيد خدا شما را بدوزخ برد، گفتند بهشت چيست و دوزخ كدامست؟ آن پيمبر بهشت و دوزخ را بر ايشان شرح داد گفتند: چه وقتى ما با آنها درآئيم در پاسخ فرمود هر گاه بميريد در برابر او گفتند ما بچشم خود ديديم كه مردههاى ما استخوان پوسيده و خاك شدند و بيشتر او را دروغگو شمردند و سبك گرفتند و خدا عز و جل در آنها رؤيا و خواب ديدن را پديد آورد و چون خواب ديدند نزد پيغمبر آمدند و به او گزارش دادند هر آنچه در خواب ديده بودند و از تعجبى كه از آن كرده بودند.
در پاسخ آنها فرمود: راستى خدا عز و جل خواسته كه بدين وسيله بر شما حجت آورد و بفهماند كه چون مرديد بدنهاى شما در گور است و جانهاى شما چنين باشند و اگر چه بدنها بپوسند جانها در عذاب بسر برند تا بدنها زنده شوند.
شرح- از مجلسى ره- قوله
«هكذا تكون ارواحكم»
يعنى چنانچه در خواب روح شما آزار بيند بوجهى كه اثرش در تن شما پديد نشود و كسى كه بر شما نگرانست آگاه نگردد همچنين است نعمت برزخ و عذابش و در كتاب جنائز در باره آن سخن كرديم پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم در اين حديث بچند مطلب بايد توجه كرد:
١- رؤيا در آغاز آفرينش بشر نبوده و در يكزمان متأخرى در او پديد آمده است.