ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٠ - ذكر مقاسم خيبر و اموال آن
عرب اقدامات فراوان نمود و بآن هم اكتفاء نكرد تا اين عقيده پليد خود را در كفار عرب هم باين صورت اجراء كرد.
٨- و آنچه را كه از زمينهاى خيبر تقسيم شده است بر ميگردانيدم.
شرح- از اين جمله معلوم مىشود كه در زمان خلفاء املاك سرزمين آباد و زراعت خيز خيبر ميان رجال صاحب نفوذ تقسيم شده بود و طرفداران خلفاء، تقسيم املاكى بنفع خود صورت داده بودند با اينكه خيبر از اراضى مفتوح العنوه بوده كه قشون اسلام بضرب شمشير از كفار يهود گرفته بودند و چنين املاك و اراضى اسلام قابل تملك خصوصى نيست بلكه ملك عموم مسلمانانست و بايد منافع آن مصرف امور مسلمانان گردد و خود پيغمبر هم راجع باملاك خيبر تقسيمى نكرد و اگر املاك مفتوح العنوه قابل تقسيم بود بايد ميان مجاهدينى كه كه بضرب شمشير آنها بدست آمده است تقسيم شود بمانند غنيمتهاى قابل نقل از اثاث و متاع دار الحرب ولى سيره ابن هشام عنوانى دارد كه دلالت بر اجراء يك تقسيمى ميكند و ظاهرا مقصود تقسيم منافع آنست نه عين اراضى و املاك (ج ٢ ص ٢٣٦ ط مصر)
ذكر مقاسم خيبر و اموال آن
ابن اسحق گفته است قسمت بندى بر اموال خيبر شامل اين سه مزرعه بوده است:
١- شق ٢- نطاة ٣- كتيبه.
شق و نطات در سهم بندى مسلمانان واقع بودند و كتيبه خمس اللَّه و سهم النبى و سهم ذى القربى و يتامى و مساكين و نان سفره زنان پيغمبر و بهره مردانى بوده كه در بستن قرار صلح ميان رسول خدا (ص) و اهل فدك دوندگى كردند مانند محيصة بن مسعود كه رسول خدا (ص) سى وسق جو و سى وسق خرما باو سهم داد (وسق شصت صاع است كه تقريبا شصت من تبريز باشد و مىتوان گفت يك بار معمولى شتر بوده است زيرا بار معمولى براى يك الاغ سى تبريزى است و براى يك شتر بطور متوسط ٢ برابر آنست كه ٦٠ تبريزيست و معادل تقريبى ٦٠ صاعست).
خيبر بر حاضران حديبيه قسمت شد چه آنها كه در غزوه خيبر حضور داشتند و چه آنها كه غائب بودند جز جابر بن عبد اللَّه بن عمرو بن حرام كه رسول خدا (ص) بطور استثناء براى او سهمى باندازه ديگران مقرر كرد با اينكه در حديبيه نبود و دو دشت خيبر دشت سرير بود و دشت خاص و خيبر بحساب اين دو دشت تقسيم بندى شد نطات و شق روى هم ١٢ سهم داشتند كه ٥ آن از آن نطاة بود و ١٢ از آن شق.
و پيغمبر آنها را بيك هزار و هشتصد سهم پخش كرد كه بر پيادگان و اسب سواران قشون فاتح خيبر داده شد ١٤٠٠ مرد سهم بربود و ٢٠٠ اسب سهم بر و هر اسبى ٢ سهم يك مرد را داشت و پياده فقط يك سهم داشت.
بنا بر اين اسب سوار سه سهم داشته و پياده يكسهم، در اين صورت ششصد سهم تعلق به دويست سواره داشته و ١٢٠٠ سهم تعلق به ١٢٠٠ تن پياده داشته و در تقسيم هر صد سهم يكسر سهمى داشته كه ابواب جمعى او بودند و باين حساب سر سهمها هيجده است.