ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٢ - ٨٦
را محو كنند و هر گاه بنود سال رسيد خدا تبارك و تعالى آنچه گناه كرده و ميكند مىآمرزد و او را اسير خدا در زمين بنويسد و در روايت ديگر است كه چون بصد سال رسد بعمر نهائى رسيده كه از آن بأرذل العمر تعبير شده است.
٨٤-
فرمود: راستى بنده تا بسال چهلم عمرش رسيد يك ميدانى دارد در كار خود و چون چهل ساله شد خدا عز و جل بدو فرشته گماشته بر او وحى كند من ببنده خود اين عمر را دادم بر او سخت گيريد و خوب او را بپائيد و هر كار كم و بيش و خرد و درستش را بپاى او بنويسيد.
احاديثى راجع بيماريها
٨٥-
از حلبى گويد از امام صادق (ع) پرسيدم در يك كوى از شهر و باء پديدار شده است و شخص بكوى ديگر نقل مكان ميكند (براى حفظ خود) يا در شهرى وباء پديدار شده و انسان بشهر ديگر ميرود؟ فرمود عيب ندارد همانا پيغمبر از نقل مكان وبائى يك بار غدقن كرد بخاطر اينكه مكان ديدهبانان و مرز داران برابر دشمن بود و وباء در آن پديد شد و از آنجا گريختند و رسول خدا (ص) فرمود گريز از اين مكان چون گريز از ميدان جهاد است تا مبادا مراكز مرزى را بكلى خالى كنند.
٨٦-
از امام صادق (ع) فرمود: سه چيز است كه هيچ پيغمبر و كمتر از پيغمبر از آنها رها نيستند.
١- انديشه كردن در پريشان خيالى در باره آفرينش. ٢- بد فالى. ٣- حسد بردن جز اينكه