ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٢٥ - ٢٦
قوله
«على ولد اسحاق»
شايد آن بنده از بنى اسرائيل بوده است چنانچه در اغلب چنين بوده ...
پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم ظاهر اينست كه ايراد اين خطبه در آغاز زمامدارى امير المؤمنين (ع) بوده و در مدينه ايراد شده است زيرا در مجلسى ايراد شده كه مروان و طلحه و زبير هر سه حضور داشتند و اين گونه مجلس همان در مدينه و در آغاز كار بوده زيرا ديرى نگذشت كه طلحه و زبير از مدينه بمكه رفتند و شورش جمل را رهبرى كردند و ديگر با على (ع) روبرو نشدند مگر در بصره در ميدان جنگ جمل و امير المؤمنين (ع) هم از مدينه بسوى بصره حركت كرد و از مروان مفارقت نمود و اين جملهاى كه مروان بطلحه و زبير گفت براى اين بود كه آنها را نسبت بعلى (ع) بدبين كند و بشورش و مخالفت وادارد زيرا هر گونه اختلاف در دستگاه حكومت على و بخصوص از طرف رجال صاحب نفوذى چون طلحه و زبير بسود دار و دسته بنى اميه و مروانيان بود.
آرى على (ع) در آغاز حكومت خود هدفهاى اصلى اسلام را كه پيغمبر «ص» در نظر داشت در نظر گرفت و در مقام اجراء آن بر آمد و در اين خطبه كوتاه دو اصل مهم را طرح كرده است.
١- الغاء رقيت- اگر قدرى تامل شود و از روى انصاف قضاوت شود بايد گفت كلامى صريحتر و رساتر در القاء رقيت از اين كلام نيست كه:
آدم ابو البشر نه بنده آورده است و نه كنيز و همه مردم آزادند.
آيا الغاء رقيت كه رسم جاهليت و شيوه جهان كهن و جباران جهان بود با چه عبارتى صريحتر از اين مىشد ادا كرد ولى مقاصد دنيا طلبان و سرمايه داران نگذاشت على اين اصل اسلامى را اجراء كند و جامعه بشرى را از راه مسلمانى باين نعمت برساند و پس از قرنها اين اصل اسلامى بصورت يك قانون بين المللى در آمد و بنام يك آمريكائى بثبت رسيد با اينكه بايد گفت على بود كه با اين فرمان صريح و مستدل حكم الغاى رقيت را صادر فرمود.
٢- الغاى تبعيض نژادى و برابرى مطلق ميان مسلمانان از نظر مالى و حقوقى كه ميفرمايد «نحن مسوون فيه بين الاسود و الاحمر» ما سياه پوست و سرخ پوست را برابر ميدانيم چه تعبير شيوا و رسائى يعنى در نظر اسلام از اقصاى معموره شمال كه نشيمنگاه سرخ پوستانست تا آخرين نقطهى معموره استوائى و جنوب استواء كه محل سياه پوستانست يكيست و اسلام بهمه نظر برابر دارد و بهمه رعايت عدالت و برابرى را مينمايد.
آرى اين هدفهاى بشر پرور و مقدس بود كه على (ع) را از مردم دوران خود جدا ميكرد و بگوشهها ميكشانيد و ببيابانها ميكشيد آرى اين هدفهاى اساسى على بود كه در آينده دور و نزديك بصورت يكى از آرمانهاى عمومى بشرى جلوه گر شد و امروز شعار ميلياردها بشر روى زمين شده است.
آرى على (ع) بود كه روى ايدههاى خود استوار ماند و در راه آنها مبارزه كرد تا فداى آنها شد و خون پاك خود را نثار آنها كرد آرى زمين بشريت از اين خون پاك و بشر دوست و سرشار مكيد و در نسلهاى آينده بجوش آمد و موج برداشت و امروز بصورت يك اقيانوس جلوهگرى ميكند.