ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨ - ٧
و ياد آور نشوند اهل آن جز بخوبى مگر اينكه در باره ما و شيعه ما است و هيچ آيه نيست كه بدوزخ ميراند و اهل آن را ببدى ياد آور شود مگر اينكه در باره دشمن ما است و كسى كه مخالف با ما است آيا تو را شاد كردم اى ابا محمد؟
گويد گفتم: قربانت برايم بيفزائيد فرمود: اى ابا محمد بر كيش ابراهيم نباشد كسى جز ما و شيعه ما و مردم ديگر از آن بدور و بيزارند، اى ابا محمد آيا تو را شاد كردم؟ در روايت ديگر است كه گفت مرا بس است.
حديث امام صادق (ع) با منصور در موكب او
٧-
از حمران گويد آنان (خلفاء جور) ذكر شدند نزد امام صادق (ع) و نظر بدى كه با شيعه دارند امام (ع) فرمود من با ابى جعفر منصور حركت مىكردم او در موكب ملوكانه خود بود و بر اسبى سوار بود جلوش چند اسب سوار و در دنبالش چند اسب سوار بودند و من هم در كنار او سوار بر يك الاغى بودم رو بمن كرد و گفت يا ابا عبد اللَّه كار شده است (يعنى ما بر امر خلافت مسلط شديم) و شايسته است كه تو هم شاد باشى بدان چه خداوند از توانائى بما داده است و در عزت بروى ما گشاده است و بمردم نگوئى كه تو بامر خلافت از ما اولى و احق هستى و خاندانت هم احق هستند تا ما را بخودت و آنها وادار كنى و عصبانى كنى.
فرمود: من گفتم كسى كه براى تو از جانب من اين گزارش داده است دروغ گفته است، بمن گفت آيا بدان چه گوئى سوگند ياد كنى گويد من گفتم. مردم جادوگرند يعنى مىخواهند دل تو را