ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣٤ - ٢٨
با سين بىنقطه و ياء دو نقطه ضبط شده و شايد نام مردى باشد مانند آنچه پس از او در حديث ذكر شده است.
حكايت يكى از موالى امير المؤمنين (ع) و نامه آن حضرت بوى:
٢٨-
از امام صادق (ع) فرمود. يكى از آزاد كردههاى امير المؤمنين (ع) پولى از آن حضرت درخواست كرد او فرمود بهره عطاى من كه از بيت المال بيرونشد من آن را با تو بخش ميكنم (يعنى نيمى از من باشد و نيمى از تو) گفت براى من بس نيست و من باين اكتفاء نكنم و بيرونشد نزد معاويه رفت و او بوى صلهاى داد و او هم نامهاى به امير المؤمنين نوشت و گزارش داد كه چه اندازه پول دريافت كرده است.
امير المؤمنين (ع) در پاسخ او اين نامه را نوشت:
اما بعد راستى آنچه مال در دست تو است پيش از تو در دست ديگرى بوده و پس از تو بدست ديگر افتد تو از آن همان بهره دارى كه براى خود بردارى، خود را بر پس انداز براى فرزندت مقدم دار زيرا تو براى يكى از دو جانشين فراهم كنى يا آنكه در طاعت خدايش بكار زند در اين صورت او سعادتمند شد بدان چه تو خود را براى آن بدبخت كردى و يا كسى كه آن را در نافرمانى خدا بكار زند و بدان چه برايش فراهم كردى بدبخت شده و هيچ كدام اين دو شايسته نباشد كه آنها را بر خودت برگزينى و پيش دارى و براى او بارى بر دوش خود گذارى، براى آنكه گذشته برحمت خدا اميدوار باش و براى آنكه بماند بروزى خدا اعتماد كن.
شرح- از مجلسى ره- «قوله
فارج لمن مضى
» يعنى در باره آن فرزندانت كه در گذشتهاند اميدوار باش- پايان نقل از مجلسى ره.