ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٨ - ١٧
دنباله حديث ١٧- بدان- خدايت رحم كناد- كه به دوستى خدا نتوان رسيد جز با تحمل دشمنى بيشتر مردم و بولايت و پيروى خداوند نتوان رسيد جز با تحمل خصومت و عداوت بيشتر مردم و از دست دادن مهر و محبت اين مردم دنيا دار بسيار كم و بىارزش است در برابر رسيدن بمحبت و مهرورزى خداوند براى آن مردمى كه بفهمند و بدانند.
اى برادر راستى خداوند عز و جل در دوران هر كدام از رسولان بقايائى از اهل علم (بعنوان جانشينى از طرف آنها) مقرر ساخته است تا آنكه هر گمراهى را براه هدايت بخوانند و با آنها در تحمل سختى و آزار شكيبائى كنند دعوت مبلغ خداوند را بپذيرند و بسوى خداوند دعوت كنند (مبلغين درجه دوم باشند) تو بايد آنان را بشناسى و به آنها بينا باشى- خدايت رحمت كناد زيرا آنان را مقامى بلند باشد گر چه در اين دنيا زبون شمرده شوند براستى كه آنان بوسيله كتاب خدا مردگان را زنده كند و بنور خداوند نابيناها را شفا بخشند و بينا سازند، چه بسيار كشتههاى ابليس را كه بخاك هلاك افتاده بودند محققا زنده و برازنده كردند و چه بسيار سر گردان گمراه را كه راه نمائى نمودند و براه راست آوردند و خون خود را براى نجات بندهها از هلاكت و گمراهى نثار كردند و چه خوب اثرى از جان بازى خود در ميان مردم بجاى نهادند و چه آثار بد و زشتى از بندههاى گمراه بر آنها بجاماند.
شرح- در اين جا امام اشاره كرده است باينكه در امور نبايد بشتاب قضاوت كرد و يك روز بين و حاضر بين بود بلكه بايد از راه تعقل عميق و بررسى كامل قضاوت كرد و يكراه قضاوت درست همان جبر زمان است و مرور تاريخ و هميشه تاريخ و جبر زمان بسود حقجويان بوده است و اگر يك روزى باطل حكومت بدست آورده و بوسيله زور و زر از نادانى بشر و يا نيازمندى فقراء استفاده كرده و باهل حق تاخت و تازى آورده است و او را مورد آزار و بلكه اسيرى و كشتار نموده است ديرى نگذشته كه اين آشوب باطل بمانند گرد و غبارى فرو نشسته و چون لكه ابر سياهى از هم گسسته و آفتاب حقيقت از پس ابر باطل نمايان شده و در اين صورت مردم آن باطل چيره را زشت و بد شناختهاند و آن حق مظلوم را بدرستى و پاكى ستودهاند.
چنانچه در دوران گذشته همين موضوع در باره عيسى بن مريم بوجود آمد و مشتى يهودان دغل-