ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠٧ - ٧٩
آواز بر آرد بر آرند و گردن كشند كه چه گويد، فرمود در اين هنگامست كه كافر گويد: اين روز سخت و دشوار است.
گويد: خداى جبار حاكم دادگستر بر آنها سر كشد و ميفرمايد منم خدائى كه شايسته پرستشى جز من نيست حاكم دادگسترى هستم كه خلاف نگويد ميان شماها بداد و عدالت خود قضاوت كنم امروزه در بر من بكسى ستم نرود.
امروز از نيرومند داد ناتوان بستانم و از بده كار حق بستانكار بگيرم و با حسنات و سيئات تقاص بدهكاريها را بنمايم و ثواب بخششها را بپردازم.
امروز است كه هيچ ستمكارى از اين گردنه در برابرم نگذرد و مظلمه اى از كسى بگردن او باشد جز آنكه صاحب حق آن را بوى بخشد و من پاداش او را بدهم و در نزد حساب، حق او را بستانم أيا خلائق بچسبيد بهم و هر حقى بگردن كسى داريد كه در دنيا بستم از شما باز گرفته از او بخواهيد و من خود گواه شما هستم بر عليه او و بس است چون من گواهى.
فرمود: پس هم را بشناسند و بهم بچسبند و كسى نماند كه بدهى و حقى بگردن دارد جز گرفتار آنست فرمود: تا آنچه خدا خواهد در اين وضع بمانند و حالشان سخت شود و عرق فراوان بريزند و غم آنها شديد گردد و بانك شيون سختى برآرند و آرزو كنند كه از حق خود بگذرند و بدهكار را رها كنند و خود رها شوند و خدا عز و جل بر رنج آنان آگاه است و يك منادى از نزد خدا تبارك و تعالى جار كشد كه همه از انجام تا آغاز با هم بشنوند كه:
اى گروه خلائق بگوينده خدا تبارك و تعالى دل بدهيد و بشنويد: راستى خدا تبارك و تعالى ميفرمايد:
منم پر بخشش اگر دوست داريد كه بهم ديگر بخشش كنيد و هم ديگر را ببخشيد و اگر همديگر