ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠٨ - ٧٩
را نبخشيد من حق شما را ميستانم.
فرمود: از اين ندا شاد شوند براى سختى و تنگى راه و مزاحمت با هم. فرمود برخى مظالم خود را ببخشند تا از اين سختى روز محشر خلاص شوند و برخى بجا مانند و گويند: پروردگارا حقوق ما از اين بزرگتر است كه آن را ببخشيم و جارچى از بر عرش فرياد زند:
كجا است رضوان خازن جنان، جنان فردوس؟
فرمود: پس خداوند عز و جل باو فرمايد تا يك كاخ نقره از فردوس با همه ساختمانها و خدمتكارانش نمايش دهد.
فرمود: آن كاخ را بمردم محشر نمايد كه در گرد آن كنيزان ماه رو و خدمتكاران خوش رو باشند.
فرمود: پس جارچى از نزد خدا تبارك و تعالى فرياد كند:
اى گروه خلائق سر بر آريد و بنگريد.
فرمود: سر بر آرند و هر كدام آن را از دل آرزو كنند:
فرمود: جارچى از بر خدا تعالى فرياد كشد، اين كاخ از آن هر آن كسى است كه از مؤمنى بگذرد فرمود: همه حق داران بگذرند جز اندكى از آنان.
فرمود: خدا عز و جل فرمايد امروز هيچ ستمكارى بسوى بهشتم در نگذرد و هيچ ستمكارى همكه از يك مسلمانى حقى بگردن دارد بدوزخم راه ندارد تا هنگام حساب حق را از او بستانم، اى خلائق آماده حساب باشيد.
فرمود: سپس راه آنها را باز كند و از آن گردنه بالا روند بطورى كه همديگر را بعقب