ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩ - ٥
كه بدان استناد ميشد و امير المؤمنين (ع) پس از تصدى حكومت در برابر معاويه بدان استناد كرد به حساب يك برهان جدلى كه بر اساس استناد بمسلمات عمومى و مقبول نزد طرف تنظيم مىشود اينست كه در نامه خود خطاب بمعاويه ميفرمايد:
اى معاويه همانها كه با عمر و ابى بكر بيعت كردند و همان مهاجران انصار كه سران اسلام و ارباب حل و عقدند با من هم بيعت كردند و به رهبرى و زعامت من رضايت دادند و در اين صورت براى حاضران روا نيست كه اظهار نظرى از خود كنند و براى غائبان از محيط انتخاب و بيعت هم روا نيست كه آن را ناديده انگارند ورد كنند.
و از آغاز تشكيل خلافت و حكومت در محيط اسلام پس از رحلت سيد الانام موضوع فرمول خلافت يكى از مهمات مباحث اسلامى بوده و در هر دوره مدعيان آن بتوان خود اين فرمول را تفسير كردند و زير و رو نمودند و باين اعتبار در هر دوره و بلكه در يك دوره نزد فرقههاى مختلفه كه سلطه را در دست داشتند فرمول خلافت معنى خاصى بخود ميگرفته است و در زمان بنى اميه بيشتر روى اين اصل تكيه ميشده است كه:
«الائمه من قريش»
يعنى هسته مركزى و شرط اساسى امامت و خلافت اينست كه بايد از قريش باشد اين اصل در برابر شورشيان سائر قبائل عرب بود خصوص بنى تميم كه نيروى بسزائى داشتند و پس از اينكه خلافت آل عصمت كه منصوص رسالت بود غصب شد و ميان خاندانها دست بدست افتاد آنها هم سر بر آوردند و بخود حق حكومت دادند و بنى اميه اين اصل را پيش كشيدند كه
«الائمة من قريش»
يعنى بايد امامت در نژاد قريش باشد.
زيديه كه نفوذ بسزائى در محيط اسلامى پيدا كردند و امارتها و خلافتها تشكيل دادند فرمول خلافت را باين تفسير كردند كه:
كل هاشمى خرج بالسيف فهو امام- يعنى هر هاشمى نژادى كه شمشير كشيد و در برابر مخالفان خود بجهاد برخاست امام و پيشوا است.
خطبه طالوتيه
٥-
از ابو الهيثم بن التيهان- كه امير المؤمنين (ع) در مدينه براى مردم اين خطبه را خواند:
سپاس از آن خدا است كه شايسته پرستشى جز او نيست، زندهايست كه چگونگى ندارد و براى او نيست كه: پديد آمده باشد و براى هستى او چگونه بودنى نيست، براى او مكانى نيست و در چيزى نباشد و بر فراز چيزى نباشد و براى خود مكانى نيافريده (و تختى نساخته) و پس از اينكه چيزى