ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٠ - ٩٣
الحرام بمسجد اقصى برد آن مسجدى كه گرد آن را بركت داديم، (اين مسافرت) براى اين بود كه از آيات خود باو بنمائيم.
يكى از آياتى كه خداوند تبارك و تعالى در اين سفر محمد (ص) به بيت المقدس بوى نمود اين بود كه خداوند همه پيغمبران و رسولان را از اولين تا آخرين محشور كرد و سپس بجبرئيل فرمان داد تا اذان گفت و هر فصل از اذان را دو بار گفت و اقامه را هم هر فصلى دو بار گفت و در اذانش «حى على خير العمل» هم گفت سپس محمد (ص) جلو ايستاد و با گروه پيمبران نماز جماعت خواند و چون از نماز فارغ شد بدانها گفت بر چه شهادت مىدهيد و كه را ميپرستيديد؟
- ما همه گواهيم كه نيست شايسته پرستشى جز خدا تنها است، شريك ندارد و گواهيم بر اينكه تو رسول خدائى بر اين عقيده از ما عهد و پيمان گرفته شده است.
نافع- اى أبا جعفر راست گفتى بمن گزارش بده از قول خدا عز و جل (٣٠- الأنبياء) آيا نديدند كسانى كه كافرند راستى آسمانها و زمين بسته بودند و ما آنها را گشوديم.
امام (ع)- راستى كه خداوند تبارك و تعالى چون آدم را به زمين فرود آورد، آسمانها بسته بود و هيچ نمىباريدند و زمين بسته بود و گياهى نميروئيد و چون خدا عز و جل توبه آدم را پذيرفت آسمان را فرمود تا از قطرههاى باران فرو باريد و او را فرمود تا دم مشك خود را گشود و سرازير كرد سپس به زمين فرمود تا درختها رويانيد و ميوهها بر آورد و جويهاى آب برخروشانيد و اين بود بستن آنها و اين بود گشودن آن.